عقب نشينى نمايند و پيش از آنكه كشتيهايشان را از دست بدهند خود را به آنها برسانند .
خسرو خان
خسرو خان فرزند يك گرجى بود كه در تفليس تولد يافت و در كودكى بوسيلهء ايرانيها زندانى شد . اين شخص به حكومت گيلان منصوب گرديد و در 13 ربيع الاول سال 1230 هجرى ( 1815 ) عازم اين سرزمين شد . او بازارها و راههاى رشت را مرمت كرد . اما در رمضان سال 1234 ( 1819 ) عليه وى شورشى شد و به پايتخت احضار گرديد و ميرزا عبد الوهاب اصفهانى معتمد الدوله موقتا به جانشينى او انتخاب شد .
فريزر خسرو خان را مردى با قدرت و شايسته معرفى مىنمايد .
او هميشه رعايا و بازرگانان را مورد حمايت قرار مىداد و تا آنجا كه مىتوانست عليه مظالم طبقهء اشراف و صاحبان زمينهاى وسيع كه همواره براى شوراندن كشاورزان و طبقات پائين آماده بودند اقدام كرده است . به همين جهت كشاورزان و طبقات پائين به وى بسيار علاقه داشتند و شفقت و نيكوكارى او در حمايت از آنها قطع نمىگرديد . طبقهء اشراف خسرو خان را مردى متكبر و خود خواه مىشمردند و از مداخلاتى كه مىكرد خشمگين بودند و رسما از او به شاه شكايت نمودند و فراخواندن او را استدعا كردند . بيشتر قراء لشته نشا بوسيله خسرو خان به بهاى ناچيزى خريده شده بود . نايب اين ناحيه كه يكنفر ارمنى بود و پس از تغيير مذهب حاجى قاسم خان شيروانى ناميده شد به پايتخت رفت تا از عمل حاكم نزد فتحعليشاه شكايت نمايد اما در راه بازگشت به گيلان به قتل رسيد .
پس از ضبط اموال خسرو خان قراء لشتهنشا از اراضى خالصه شمرده شد .