تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
مردم گيلك خلع سلاح شدند . شمشيرها و تيرها و كمانهايشان را گرفتند و براى آنها جز داس كه با آن چوب مىبريدند يا رز را تراش مىدادند چيزى باقى نگذاشتند . ولى طالشهائى كه ميان آستارا و گسكر مىزيستند و به شورش كمك كرده بودند اضطرابى نداشتند . شايع شد كه بهرام قلى سلطان صوفى براى غارت ثروت بازرگانان اروپائى و ارامنه كه براى تامين وضع خود به لاهيجان منتقل شده بودند از موقعيت استفاده كرده است و به زور مبالغ زيادى پول از كدخداى رانكوه و نواحى مجاور آنجا گرفته است . ساروخان در لاهيجان اين موضوع را بررسى نمود و اموال بازرگانان به آنها مسترد گرديد . از بهرام قلى سلطان منصب حكومت رانكوه و ديلمان و عنوان رياست طايفهء صوفى را گرفتند و آدم سلطان گرجى را جانشين او ساختند . بالاخره در 20 صفر ايلان ئيل ( 1630 ) ساروخان رشت را به قصد رفتن به آستارا ترك كرد در حالى كه دعاى خير همهء مردم بدرقهء راهش بود
غارت رشت به وسيلهء استنكورازين
Stenkorazin
در سال 1045 هجرى ( 1636 ) قزاقهاى دن تحت فرمان استنكورازين رشت را غارت كردند . در سال 1638 هنگاميكه اولئاريوس از رشت عبور نمود داروغگى رشت با عليقلى بيك و حكومت گسكر با امير خان فرزند يكنفر مسيحى گرجى ايروان بود و ساروخان هم حكومت آستارا را داشت . در سال 61 - 1660 ( 1071 هجرى ) قزاقها دوباره نواحى ساحلى درياى خزر را مورد تجاوز قرار دادند .