متأثر گرديد و دستور داد اطراف محلى كه پسرش بقتل رسيده بود ديوارى بكشند و در آنجا نوانخانهاى براى فقرا ترتيب داد . اندكى بعد بهبود بيك منصب خان گسكر گرفت ولى پس از مدت كمى بوسيلهء بردهاى كه به مرگ تهديدش كرده بود كشته شد .
در جمادى الاول لوىئيل شاه عباس با خان خانان كه از طرف شاه سليم فرمانفرماى هندوستان فرستاده شده بود به گيلان رفت و دستور داد تا 30000 نفر از مردم بيهپس و بيهپيش براى شكار بزرگ عازم رانكوه شوند . اين زمان مصادف با اواسط زمستان بود و آنها شكارهاى زيادى را از پا درآوردند . با اينكه شاه باخبر شد كه 2700 نفر از جرگه كنندگان به سبب نامساعد بودن هوا تلف گرديدهاند توجهى به مشقت و رنج افرادى كه همراه برده بود ننمود و تا هنگام عزيمت به مازندران به شكار ادامه داد .
با وجود همهء كوششهائيكه بازرسان به كار بردند مدركى بر عليه اصلان بيگ در منصب وزارتش به دست نيامد . بر اثر شكاياتى كه بوسيلهء خواجه محمد امين فومنى به شاه مىشد شاه كرم بيگ داروغهء رشت از منصبى كه داشت معزول و خنجر بيك بيگدلى شاملو جانشين او گرديد و فومن و شفت و تولم به شاهى بيگ شاملو داده شد . اين دو حاكم همين كه در منصب تازهء خود به كار پرداختند شروع به ستم نمودند و به سبب مساعى اصلان بيگ شاهى بيگ معزول و محمد امين خان فومنى به قتل رسيد . داماد اصلان بيگ ، گيو بيگ گرجى پس از مدتى داروغهء رشت گرديد « 1 » .
هامش
( 1 ) - در سال 1029 ( 1620 ) شيخى از مردم گيلان به نام سيد محمد ادعا نمود كه امام دوازدهم است و در مدت كوتاهى توانست مريدانى دور خود جمع نمايد . از او دعوت شد تا در مازندران به خدمت شاه برود و در آنجا به قتل رسيد .