تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
ئيل 1038 مردم ناراضى گيلان اين شخص را به عنوان حكومت گيلان انتخاب نمودند . آنها وقتى كه وارد لشته نشا شدند خانه‌هاى عاملين حكومت لاهيجان را غارت كردند و در 28 شعبان 1038 به رشت وارد شدند . اسمعيل بيگ وزير از گرگين سلطان حاكم گسكر خواست تا نيروئى براى تقويت او بفرستد اما او خود ناچار شد به گسكر عقب بنشيند و شورشيان در رشت نفوذ يافته آنجا را غارت كردند . خسارتى را كه از اين غارت ببار آمد سيصد هزار تومان تخمين زده‌اند . عادلشاه سپس به سوى فومن كه مورد بخشش واقع شده بود پيشروى كرد . ميرزا عبد اللّه وزير لاهيجان ابتدا به طرف قزوين گريخت ولى پس از مدت كوتاهى با بهرام قلى سلطان بسوى لاهيجان پيش راند . عادلشاه از فومن به لاهيجان برگشت . طايفهء شريك تنكابن كه از حيدر سلطان و خدمتكارانش ناراضى بودند از او خواستند تا اين سرزمين را اشغال كند اما عادلشاه كه از طرف حيدر خان تهديد شده بود به لنگرود عقب نشست . وقتى كه به لاهيجان رسيد به سپاهى كه ميرزا عبد الله و بهرام قلى سلطان صوفى حاكم ديلمان از قزوين مىآوردند برخورد و از مقابل آنها به لشته نشا گريخت . وقتى كه عادلشاه فومن را به قصد رفتن به لاهيجان ترك كرده بود گرگين سلطان حاكم گسكر و محمدىخان حاكم كهدم و ساروخان حاكم آستارا عازم رشت شده بودند . ساروخان از شاه صفى فرماندهى كل گيلان را گرفت و عادلشاه را در لشته نشا مغلوب ساخت و او را چند روزى در زندان نگهداشت و سپس او را به اصفهان فرستاد و شاه او را به قتل رساند « 1 » .
هامش
( 1 ) - شاه با ظلم و جور معمولى خود در حالى كه اسيرش را به استهزا گرفته بود پاهاى او را به زنجير كشيد و مىگفت كه چون او به زمين نرم و چمن گيلان عادت كرده است بدون آهن بر زمين سختى مانند زمين عراق نمىتواند قدم بگذارد و پس از آنكه چند روزى او در زندان ماند و شكنجه ديد بدنش با تيرهاى شاه و درباريان او سوراخ گرديد .
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 533 | ياسنت لويى رابينو / جعفر خمامى زاده