سلطان حسين كيا ناچار شدند دائما در مقابل تاخت و تازهاى آنها به محافظت خود بپردازند . بالاخره سيد محمد به اطاعت سيد ناصر كيا در آمد و آزادى پدرش سيد حسين كيا را كه هنوز در الموت به سر مىبرد به دست آورد . سلطان حسين كيا حاكم قديمى لاهيجان كه به شورش پيوسته بود زندانى گرديد و به مازندران فرستاده شد و سيد مرتضى از اهل سارى مأمور گرديد تا او را از بيه پس دور نگهدارد .
سيد احمد كيا و برادرش سيد ناصر كيا بدون درنگ در مورد عايدات بيه پيش به نزاع پرداختند ، و سيد احمد ديلمان را كه در ملكيت امير كياى گوكه بود مطالبه نمود و اين شخص از باز دادن آن امتناع ورزيد و در نزديكى سفيد رود با بهاء الدين سالار كهدمى مغلوب گرديد .
اميره علاء الدين فومنى
اميره علاء الدين فومنى و اميره محمد رشتى كه به يارى او مىآمدند به طرف كوچسفهان پيشروى نمودند و از سفيد رود عبور كرده تا تجن گو كه پيشروى كردند ولى چون فهميدند كه كاركيا ناصر كيا ييلاق خود را در اهتكوه ترك كرده و به لاهيجان عازم گرديده است بيه پيش را ترك نمودند .
در ششم رمضان 840 هجرى ( 1437 ) اميره علاء الدين دوباره به سمت لاهيجان پيشروى كرد و قواى بيه پيش را در نزديكى پل سفيد رود مغلوب نمود اما به علت شورشى ناگهانى در تنگنا افتاد و در حال جنگ و گريز خسارات فراوانى ديد .
سلطان حسين كيا كه از مازندران آورده شده بود در لشته نشا كه اهالى آن نسبت به وى سوگند وفادارى ياد كرده بودند باقى ماند .
در سال 884 هجرى ( 41 - 1440 ) اميره علاء الدين به كوچسفهان بازگشت و سلطان حسين كيا و كاركيا اميركياى گوكه به او ملحق شدند ولى متاركهاى