تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
زيبا نيز ديده مىشود . مسجد اكبريه « 1 » در سال 1239 هجرى ( 24 - 1823 ميلادى ) وسيلهء حاجى على اكبر حاكم لاهيجان بنا شده است . در صفحه‌اى از مرمر تاريخ بناى اين ساختمان ضمن يك رباعى نشان داده شده است . مسجد داراى سه گنبد مجلل است و تاكنون به اتمام نرسيده است .
هامش
( 1 ) - صورت كتيبهء سنگى در مسجد اكبريهء لاهيجان :بعهد فتحعلى شاه شهريار عجم * طراز افسر كاوس و زيب مسند جم شهنشهى كه پى خاكبوس درگه او * قد سپهر ز به دو وجود آمده خم حريم حرمت او را همال مىجستم * فتاده وهم در انديشهء حريم حرم فكنده شمسهء چترش چه بر زمين پرتو * گشاده رايت عدلش چه در زمان پرچم ظلام ظلم بپوشيده روى از گيتى * لواى جور نگونسار گشت در عالم زمين درگه او هست بوسه گاه ملوك * رواق حضرت او گشت سجده گاه امم ز طوق طاعت او كرده‌اند ذيل رقاب * بطوع تا جوران ترك و تازى و ديلم سپهر جاه على اكبر آنكه از نامش * بود علو و بزرگى ممهد و محكم به يمن و يسر جهانيش در يمين و يسار * كه آفتاب نوال است و آسمان كرم بريده داد وى از صفر مخلب شاهين * شكسته عدل وى از گرگ پنجهء ضيغم زنيش حادثه هر جا كه شد دلى مجروح * نهاده لطف دل آساى او به آن مرهم كند چگونه ز كيفيتش بيان خامه * كفش بگاه كفايت فزون ز كيف و زكم به حكم خسرو عادل به شهر لاهيجان * فراز مسند فرماندهى نهاده قدم بذات كعبهء طاعت بجان مدينهء علم * در آن مدينهء علم آمده است بيش نه كم بنا نهاده چنين مدرس و چنان مسجد * كه اين مدينهء علم است و آن حريم حرم چه مدرس آمده خاكش چو عنبر سارا * چه مسجد آمده آبش چو كوثر و زمزم چه خاك عالم از او گر كسى بود جاهل * چه آب روشن از او گر دلى بود مظلم فروغ دانش لقمان در آن بود مضمر * هواى روضهء رضوان در آن بود مدغم زبانى اين دو بنا شد چو اكبريه بنام * بماند نام نكويش هميشه در عالم نوشت از پى تاريخ هر دو كلك صبا * شده مدينهء علم و حرم قرين بهمكتب المذنب زين العابدين كاشانى مستوفى ديوان اعلى 1239