شده است .
در آنطرف سبزه ميدان كه به پاى شاه نشين مىرسيم استخرى است كه 700 پا طول و 200 پا عرض دارد و به منظور انبار كردن آب براى استفاده در امر آبيارى از آن استفاده مىكنند . اين استخر گاهگاهى خشك مىشود .
جزيرهاى در وسط اين استخر قرار دارد و در آن عمارتى ساختهاند .
امين الديوان دربارهء اين استخر داستان جالبى براى من نقل كرده است .
وى گفت : وقتى چند نفر روس مهمان شاه لاهيجان بودند . اين پادشاه مىخواست تا قدرت فوق العادهء خود را در مورد مردم و حتى حيوانات قلمرو خويش به رخ آنها بكشد . او به خدمتكارانش سپرد همين كه فرمانش را دربارهء ساكت كردن صداى قورباغههاى استخر شنيدند بادكنكهاى باد كردهاى را كه همراه خواهند داشت در آب بيندازند تا قورباغهها به گمان اينكه مارها به آنها هجوم آوردهاند به وحشت افتاده و خاموش شوند .
آجرهائى از ويلائى كه متعلق به ميرزا كاظم بود در آنجا باقى مانده است و خوچكو از اين آجرها به زيبائى تعريف كرده است . آجرهائى نيز از ويلاى معتمد الدوله باقى مانده و مكنزى دربارهء اين دو ويلا مىگويد كه آنها هر دو در پاى شاه نشين بودند و چشم انداز خوبى به سوى درياى خزر داشتند .
خانهاى لاهيجان
در موقعى كه گملين
Gmelin
در 1772 گيلان را ديد بيش از هفت سال از زمانيكه هدايت خان قدرت خود را در آنجا مستقر كرده بود نمىگذشت . چند سال پيش از اين ديدار نايب لاهيجان كه وسيلهء هدايت خان به رشت فراخوانده شد در راه به قتل رسيد و چون وفادارى او مورد ترديد هدايت خان بود مىتوان پنداشت كه در قتل او هدايت خان ( )