تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
حكايت مىكنند كه بازرگانى به بردهء خود دستور داد تا به لاهيجان برود و مقدارى جنس براى او بخرد . برده پولى را كه همراه داشت به جاى خريد جنس صرف ساختن مسجدى نمود . چون به نزد بازرگان برگشت و بازرگان از او در مورد دستورى كه داده بود پرسش نمود گفت من كالائى خريده‌ام كه نمىتوان از آن در اين دنيا بهره‌بردارى نمود و او را از كارى كه كرده بود واقف ساخت بازرگان چون از كارش با خبر گرديد او را آزاد ساخت . يك مدرسه به اين مسجد متصل است . زيارتگاههاى ديگر اين محله عبارت است از شيخ باقر و سيد محمد . تكيه بر قسمتى از محلهء ميدان بوده است و در آنجا مسجد و مقبره‌اى به نام آقا پير رضا وجود دارد . حسن بيگ در تاريخ وقايع خود در سال 600 هجرى ( 95 - 1194 ميلادى ) حكايت مىكند كه كاركيا ميرزا على والى بيه پيش نزد شاه اسمعيل از رستم بيگ سعايت كرد كه در ميدان لاهيجان مقابل مدرسهء كيا فريدون خانه‌اى مىسازد . اين مسجد فعلا وجود ندارد .
هامش
خالق و عقل كل خاتم انبياء و رسل بفحواى صدق انتهاى اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول لعلكم تفلحون معطوف و مصروف داشته امر عالم مطيع شرف نفاذ يافت كه بمضمون بلاغت مشحون قل انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن پرده گيان پرده گشا پرده نشين و شاهدان چهره نما خلوت گزين بوده با تأمل عصيان نقاب بىشرمى از رخسار عفت ابراز ننموده دامن زن آتش غضب دادار بىنياز نگرديده ساكنان خطهء ايمان و مقيمان دار السعادة ايقان به مضمون حقيقت نمون يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون دست باساس دراز نكرده قبل از آنكه شطرنجى روزگار ايشان را در روز ممات مات و فيل بند حيرت و هيمان هنگامهء عرصات ساخته معلوم شود كه آنچه نرد در باخته‌اند سالك طريق اجتناب بوده بهيچوجه پيرامون آن عمل شنيع نگردند و كل وجوه بيت اللطف و قمار خانه و چرس فروشى و بوزه فروشى ممالك محروسه را كه هر سال