شهر به دست مىآيد . اتحاد و دوستى حكام لاهيجان و فومن باعث شده است تا بازرگانان بتوانند به آزادى در اين دو ولايت به كار تجارت ابريشم بپردازند ، و در مورد آنها هم حكام قوانينى وضع كردهاند تا شامل وضع كسانى كه براى تجارت به اين منطقه مىآيند بشود . حكام ساير مناطق گيلان هم در چنين مواردى به اين مقررات نيازمند هستند ولى اين كار در فومن كه پارچه و مصنوعات ديگرى دارد بيشتر مشاهده مىشود . در اين منطقه در فاصلهء كمى از كوه معدن آهنى وجود دارد . حكام فومن خود را از نسل پيغمبر مىدانند . آنها از دانشمندان و مردم با كفايت حمايت مىكنند . لباس سلاطين و سربازان آن شبيه مردم تاتار
Tatar
است و لباس شيوخ و علماء و بازرگانان به هم شباهت دارد . همه اينها مانند صوفيان تحت الحنك دارند . لباس مردم اين ناحيه شبيه لباسهاى مردم همجوارشان مىباشد » . « 1 »
شهر فومن
شهر فومن حاكم نشين ناحيهء فومن است و قبلا مركز حكومت همهء منطقهء بيه پس بوده است . تا سال 980 هجرى ( 75 - 1573 ميلادى ) يعنى دورهاى كه جمشيد سلطان مركز خود را به شهر رشت منتقل نموده در فومن قصر حاجى جمال هم وجود داشته كه در 1159 هجرى ( 1746 ميلادى ) خراب شده است . اين قصر مركز اقامت اعقاب حاجى جمال و حاجى محمد خان گرديد و اين اقامت تا شروع حكومت ناصر الدين شاه كه طايفهء حاجى محمد خان
هامش
( 1 ) - فومن محل اقامت دابو بن گيل گاوبرDabu ben , GilGaobareبوده است .
تا زمان سلطان شاه گيل حاكمى براى آن شناخته نشده است و سلطان شاه كسى است كه چون علاء الدوله پسر شاه غازى رستم مازندران كه در سال 558 هجرى جانشين پدر خود گرديد از استندار كيكاوس كه به دستور پدر خود به جنگ او رفته بود شكست خورد از او پناه مىجست . اسكندر منشى مؤلف تاريخ عالم آراى عباسى مىنگارد كه واليان گيلان بيه پس خود را از نژاد اسحق پيغمبر شمردهاند و رشيد الدين فضل اللّه آنانرا از اعقاب ساسانيان مىشمارد .