و از مسجد خارج مىشويد ، بگوييد :
اللّهمّ دعوتنى فاجبت دعوتك و صلّيت مكتوبتك و انتشرت فى ارضك كما امرتنى فاسئلك من فضلك العمل بطاعتك اجتناب معصيتك و الكفاف من الرّزق برحمتك « 1 » ؛
الهى ، مرا دعوت كردى و من دعوتت را اجابت كردم و نماز واجبت را خواندم و اكنون چنانكه خود فرمودهاى در زمين تو حركت مىكنم ، پس ، از تو مىخواهم كه به فضل خويش توفيق اطاعتت و دورى از نافرمانيت و روزى كافى نصيبم كنى .
هنگامى كه نمازگزار بعد از نماز عصر از مقام ذلّت بندگى و ياد خدا ؛ يعنى ، محل نماز خود جدا مىشود ، بايد در خاطر داشته باشد كه با خروج از محل نماز از ذلت عبوديت خارج نشده و از حيطهء علم و اطلاع پروردگارش بيرون نرفته و به حال خود رها نشده است كه پس از آن هركار كه مىخواهد ، انجام دهد ؛ بلكه از او خواستهاند كه در هركارى حدود بندگى را مراعات كند .
من در حكايات اهل مراقبت خواندم كه يكى از آنها دوستى داشت كه مدتى با هم بودند . روزى باهم سوار يك كشتى شدند كه براى ديگران گندم حمل مىكرد .
دوست او بدون توجه دست در گندم برد و يك دانه گندم خورد .
دوستش به او گفت : اين چه كارى بود كه كردى . گفت : غفلت كردم . گفت : يعنى چه ؟ ! تو در حضور خدايى و او از حال تو مطلع است ، چنانكه اگر صحيح بود دربارهء خدا بگويى مشغول است ، مىگفتيم او مشغول تداوم بخشيدن به وجود و زندگى و سلامتى تو و نيكىكردن به توست ، آنگاه تو از او غافل مىشوى ؟ من پس از اين با تو مصاحبت نمىكنم ، مىترسم غفلت تو به من سرايت كند .
آنگاه به كشتيبان گفت : كشتى را به ساحل ببر و او پياده شد و دوستش را ترك كرد . و در همان حال اين شعر را مىخواند :
يا مردانه به پا خيزيد يا در جاى خود بنشينيد ، چنين نيست كه هركس آسمان را
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 84 ، ص 22 ، ح 9 و مصباح المتهجّد ، ص 74 .
در بحار آمده است كه براى خواندن اين دعا بايد بر درگاه مسجد ايستاد .