يوسف چيست ؟ فرمود : يوسف مىگفت :
سكن جسمى من البلوى و سبقنى لسانى بالخطيئة فان يكن وجهى خلق عندك و حجبت الذّنوب صوتى عنك فانّى اتوجّه اليك بوجه الشّيخ يعقوب ؛
جسمم غرق گرفتارى و زبانم گناهكار است . پس اگر پيش تو آبرويى ندارم و گناهان مانع رسيدن صدايم به تو مىشود ، با آبروى يعقوب پير به تو روى مىكنم .
راوى مىگويد : به امام گفتم : يوسف مىگفت با آبروى يعقوب پير ، من چه بگويم ؟
حضرت فرمود : تو بگو با آبروى محمّد - درود خدا بر او و خاندانش باد - « 1 »
به نظر مىرسد بهجاى « سكن جسمى من البلوى » شكى جسمى صحيح باشد ؛ يعنى ، جسمم از گرفتاريها شكايت دارد . ولى چون روايت به اين صورت به دست من رسيده است ، من نيز همان را نقل كردم .
دربارهء دعاى يوسف عليه السّلام روايات ديگرى هم به دست من رسيده است ، ولى يكى از بهترين دعاهايى كه آن حضرت در چاه خوانده دعايى است كه با سند خويش از كتاب قصص الانبياء تأليف سعيد بن هبة اللّه راوندى روايت مىكنم . امام صادق عليه السّلام فرمود : وقتى برادران يوسف او را در چاه انداختند ، جبرئيل بر او نازل شد و گفت :
اى پسر چهكسى تو را در اين چاه انداخته ؟ گفت : برادران پدريم از حسد چنين كردند . گفت : مىخواهى از اين چاه بيرون روى ؟ گفت : بيرون رفتنم به دست خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب است . جبرئيل گفت : خدا به تو مىگويد بگو :
اللّهمّ انّى اسئلك بانّ لك الحمد لا إله الّا انت بديع السّموات و الارض يا ذا الجلال و الاكرام ان تصلّى على محمّد و آل محمّد و ان تجعل لى من امرى فرجا و مخرجا ترزقنى من حيث احتسب و من حيث لا احتسب « 2 » ؛
الهى ! اى آفريدگار زمين و آسمانها ، اى بزرگ محترم ، به حقّ آنكه سپاس شايسته
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 95 ، ص 187 ، ح 10 از امالى مفيد و ص 194 ، ح 25 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 95 ص 146 ح 22 از امام باقر عليه السّلام و در ص 186 ح 7 از امام صادق عليه السّلام .