محمّد خاتم النّبيّين صلّ على محمد و آله و اسئلك باسمك الاعظم الّذى تقوم به السّماء و الارض و به تحى الموتى تميت الاحياء و تفرّق بين الجميع و تجمع بين المتفرّق و به احصيت عدد الاجال و وزن الجبال و كيل البحار اسئلك يا من هو كذلك ان تصلّى على محمّد و آل محمّد و ان تفعل بى كذا و كذا ( بهجاى و ان تفعل . . . حاجت خود را ذكر كن ) ؛
الهى ، اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و هر چه در آنها و بين آنهاست ، اى پروردگار عرش بزرگ ، اى پروردگار جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ، اى پروردگار آيات هفتگانه ( حمد ) و قرآن سترگ ، اى پروردگار محمّد ، خاتم پيامبران ، بر محمّد و آلش درود فرست . تو را مىخوانم به بزرگترين نامت كه با آن آسمان و زمين برپا شده است و مردهها را زنده مىكنى و زندهها را مىميرانى و اجتماعات را پراكنده و پراكندهها را جمع مىكنى ؛ نامى كه با آن بر زمان رسيدن اجلها ، وزن كوهها و پيمانهء درياها احاطه دارى . از تو مىخواهم اى آنكه اين چنينى كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و . . .
آنگاه حاجت خود را بخواه كه با اين دعا به آنچه خواهى ، دست مىيابى . اين دعا را دعاى « نجاح » و دعاى « الحاح » مىگويند . در روايت است از محمّد بن مسلم كه به حضرت گفتم : به من دعايى بياموز . فرمود : چرا دعاى الحاح نمىخوانى ؟
عرض كردم دعاى الحاح چيست ؟ حضرت اين دعا را به من تعليم داد . « 1 »
تعقيب نافلهء سوم
اللّهمّ انّى ادعوك بما دعاك به عبدك ذو النون اذ ذهب مغاضبا فظنّ ان لن تقدر عليه فنادى فى الظّلمات ان لا إله الّا انت سبحانك انّى كنت من الظّالمين فاستجبت له و نجّيته من الغمّ و كذلك تنجى الحسن فانّه دعاك و هو عبدك و انا ادعوك و انا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ص 75 ، ح 10 از بلد الامين و جنّة الامان در تعقيب نماز ظهر و ج 87 ، ص 78 ، ح 2 و مصباح المتهجّد ، ص 61 .