است .
معنى دوم تكبير اين است كه او دانا و آگاه است ، مىداند هرچه بود و هرچه كه خواهد بود ، قبل از آنكه وجود پيدا كند .
سوم : اللّه اكبر ؛ يعنى ، او بر همهچيز و هرچه بخواهد تواناست ، او قوى است به سبب قدرتى كه دارد ، او بر آفريدههاى خويش مقتدر است ، قوى است به سبب ذاتش ، قدرت او مسلّط بر همهء اشياء است ، هنگامى كه چيزى را اراده كند ، فقط مىگويد : موجود شو ! و آن چيز فورى موجود مىشود .
چهارم : اللّه اكبر به معنى بردبارى و كرم اوست . او چنان بردبار است كه گويى نمىداند و چنان صرفنظر مىكند كه گويى نمىبيند و چنان پرده مىپوشد كه گويى هيچ معصيتى اتفاق نمىافتد . از روى بزرگوارى و بخشندگى و بردبارى در مجازات عجله نمىكند .
پنجم : اللّه اكبر ؛ يعنى ، او بخشنده است ، بسيار مىبخشد و بزرگوارانه عمل مىكند .
ششم : اللّه اكبر به معنى نفى كيفيّت از خداست و مثل اين است كه مىگويد : خدا بزرگتر از آن است كه كسى بتواند او را چنانكه هست ، توصيف كند . هركس او را به اندازهء فهم خود توصيف مىكند ، توصيفى نه شايستهء جلال و عظمت او ؛ بلند مرتبهتر از آن است كه كسى صفت او را درك كند .
هفتم : اللّه اكبر ؛ يعنى ، خدا برترين و بزرگترين است . او از بندگانش بىنياز است و هيچ حاجتى به اعمال آفريدگان خود ندارد .
اشهد ان لا إله الّا اللّه .
اين اعلام شهادت است و جز با معرفت قلبى صحيح نيست . كسى كه شهادت مىدهد مثل اين است كه مىگويد : من مىدانم كه معبودى جز خداى عزّ و جلّ نيست ، هرمعبودى جز او باطل است . با زبان و دانش قلبى خود اقرار مىكنم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و پناهى از او جز به خود او نيست و جز به خواست
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٧١