گاهى عملى را تا آسمان ششم مىرسانند ، فرشتهء آن آسمان مىگويد : بايست ، من فرشتهء رحمتم ، اين عمل را به صورت صاحبش بزن و هردو چشمش را كور كن ؛ زيرا صاحب اين عمل هنگامى كه مىديد كسى دچار گناهى شده يا ضررى دنيوى ديده ، زبان به ملامتش مىگشود و به او رحم نمىكرد ؛ پروردگارم به من دستور داده است نگذارم عملش بالا رود .
گاهى عمل بنده چون فقه و اجتهاد و پرهيزگارى را بالا مىبرند ، در حالى كه چون رعد مىغرّد و چون برق مىدرخشد و سه هزار فرشته آن را همراهى مىكنند ، تا به آسمان هفتم مىرسد ، فرشتهء آن آسمان مىگويد : بايست و اين عمل را به صورت صاحبش بزن ، من فرشته حجابم ، نمىگذارم عملى كه براى غير خدا باشد بالا رود . منظور صاحب اين عمل اين بود كه مقامش بالا رود ، در محافل يادش كنند و شهرتش در شهرها بپيچد ؛ پروردگارم به من دستور داده است ، نگذارم هيچ عمل ناخالصى بالا رود .
گاهى اعمالى چون حسنخلق و سكوت را با خوشحالى بالا مىبرند و تمام فرشتگان آسمانها و هفت فرشتهء مأمور ، آن را همراهى مىكنند ، تمام حجابها را در مىنوردند تا در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ مىايستند و همه شهادت مىدهند : اين بنده عملى خالص انجام داده است ، خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : شما محافظان اين عمل هستيد ، ولى من مراقب نفس بندهام هستم ، منظور او از اين عمل رضاى من نبوده است ؛ لعنت من بر او باد .
آنگاه همهء فرشتگان مىگويند : لعنت تو و ما بر او باد .
راوى مىگويد : معاذ چون به اينجا رسيد ، گريست و گفت : عرض كردم : يا رسول اللّه ، پس چه كنم ؟ فرمود : معاذ از پيامبرت پيروى كن ، گفتم : يا رسول اللّه تو رسول خدايى و من معاذ بن جبل هستم .
فرمود : اى معاذ اگر در اعمالت تقصيرى دارى ، لااقل ، دستكم زبانت را حفظ
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٤٠