تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مىرسد . در آنجا به خلوص عمل شهادت مىدهد و آن را مهمّ جلوه مىدهد و مىخواهد آن را بالاتر ببرد كه به او مىگويند : بايست و اين عمل را به صورت صاحبش بزن ، من فرشتهء غيبتم ، نمىگذارم عمل كسى كه غيبت مىكند ، از اينجا ردّ شود ، اين دستورى است كه پروردگارم به من داده است . روز بعد ، فرشتهء محافظ مىآيد و عملى صالح با خود مىآورد . از آسمان اوّل مىگذرد ، به خلوص عمل شهادت مىدهد و آن را مهمّ جلوه مىدهد ، تا به آسمان دوّم مىرسد ، فرشتهء آسمان دوّم مىگويد : بايست و اين عمل را به صورت صاحبش بزن چون منظورش از اين عمل ، متاع دنيا بوده است و من مأمورم نگذارم چنين عملى بالا رود . فرمود : گاهى عمل بنده ، از قبيل نماز و صدقه را بالا مىبرند ، تا به آسمان سوم مىرسد ، فرشتهء آن آسمان مىگويد : بايست و اين عمل را به صورت و پشت صاحبش بزن ، من فرشتهء تكبّرم ، او با اين عمل بر مردم تكبّر ورزيده است و من از طرف پروردگارم مأمورم كه نگذارم چنين عملى بالا رود . گاهى عمل او را بالا مىبرد ، در حالى كه مثل ستاره مىدرخشد و آهنگ تسبيح و روزه و حجّ از آن بلند است . آن را تا آسمان چهارم مىرساند ، فرشتهء آن آسمان مىگويد : بايست و اين عمل را به صورت و شكم صاحبش بزن ، من فرشتهء خود - پسندىام ، صاحب اين عمل دچار خودپسندى شده ، پروردگارم به من امر كرده است ، نگذارم عمل چنين شخصى بالا رود . گاهى عمل بنده‌اى را مانند عروسى كه به حجله مىبرند ، تا آسمان پنجم مىرسانند ، اعمالى چون جهاد و نماز مستحبّى كه چون شتر صدا مىكند و مانند خورشيد مىدرخشد ، فرشتهء آن آسمان مىگويد : بايست و اين عمل را به صورت صاحبش بزن و بر گردنش بياويز ، من فرشته حسد هستم ؛ كسى كه براى خدا بياموزد و براى او عمل كند ، ولى هنگامى كه كسى را برتر از خود ديد حسادت ورزد و به او حمله كند ، عملش به گردنش آويخته مىشود و همان عمل او را لعنت مىكند .