تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
در بيت فوق ، سلطنت خود بر دلها را مسجل ساخته است و در بيت زير آشكارا گفته كه اين سلطنت هرگز فردى نبوده است :
" هر روز من آدينه ، وين خطبهء من دائم * وين منبر من عالى ، مقصورهء من مردى " « 1 »

نظرى به كرامت :

صوفيان كرامت را به دو قسم تقسيم كرده‌اند : كرامت كونيه و كرامت علميه . كرامت كونيه ، يعنى كرامت شدنى و ديدنى ، كارى است كه به ارادهء عارف بر خلاف قوانين طبيعت انجام مىگيرد . اما كرامت علميه ، كرامت متكى بر دانش و نفوذ كلام و تأثير نوشته‌هاى عارف است بر دلها ظاهرا اين تقسيم‌بندى از اهل شرع كه معجزات پيغمبران را بر دو قسم : معجزات فانى و معجزات باقى تقسيم كرده‌اند ، ناشى شده است . مثلا بزرگترين معجزهء حضرت محمد ( ص ) قرآن است . معجزات ديگر رسول خدا در زمان حياتش اتفاق افتاده و سپرى شده است . اما قرآن معجزهء باقى پيامبر خداست . اگرچه صوفيان هر دو نوع كرامت را مىپذيرند ، ولى براى كرامت علمى امتيازى قائلند . ميان صوفيان مخصوصا ملامتيان اوليه و ملامتى - حمزويان كه از قرن نهم / پانزدهم ميلادى مشرب آنان را دنبال مىكردند و همچنين مولويان كه مشرب ملامت داشتند ، كرامت را عادى تلقى مىكردند و بدان اهميتى قائل نبودند و آن را " حيض الرجال " « 2 » مىشمردند . ولى با همهء اين نظريات
هامش
( 1 ) كليات شمس ، ج 5 ، ص 287 . ( 2 ) حيض الرجال : بمعنى دروغ و افترا سخن‌چينى و غيبت و كلامبىفايده است : " اگرچه شعر در حد كمال است * چو نيكو بنگرى حيض الرحال است "فرهنگ معين . به معنايى كه مؤلف آورده است ، برنخورديم مگر آنكه آن را به همان معنى دروغ و گزافه بدانيم - مترجم .
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 366 | عبد الباقى گولپينارلى / توفيق سبحانى