تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نيم ز كار تو فارغ هميشه در كارم * كه لحظه لحظه ترا من عزيزتر دارم
به ذات پاك من و آفتاب سلطنتم * كه من ترا نگدارم به لطف بردارم
رخ ترا ر شعاعات خويش نور دهم * سر ترا به ده انگشت مغفرت خارم " « 1 »
به حج رفتگان را به سوى خود فرا مىخواند :
" اى قوم به حج رفته كجائيد ، كجائيد ؟ * معشوق همين‌جاست بياييد ، بياييد " « 2 »
و سرانجام هويت حقيقى خود را اين‌چنين بيان مىكند :
بگشودند خزينه همه خلعت پوشيد * مصطفى باز بيامد ، همه ايمان آريد " « 3 »
باز گويد :
" امروز منم احمد ، نى احمد پارينه * امروز منم سيمرغ ، نى مرغك هر چينه
شاهى كه همه شاهان خربندهء آن شاهند * امروز من آن شاهم ، نى شاه پريرينه
از شربت اللهى ، وز شرب انا الحقى * هريك به قدح خوردند ، من با خم و قنّينه « 4 »
هامش
( 1 ) كليات شمس ، ج 4 ، ص 57 - 56 . ( 2 ) كليات شمس ، ج 2 ، ص 65 . ( 3 ) همان كتاب ، ج 7 ، ص 96 . ( 4 ) همان كتاب ، ص 104 در كتابخانهء فاتح وابسته به كتابخانهء ملت بين كتابهاى رشيد افندى مجموعه‌اى است به شمارهء 1492 كه منشآت " ويسى " را در بر دارد . در مجموعه فتوايى به عبارت : " كتبه الفقير حسن المامور بالافتاء عفى عنه " جاى دارد . شخصى به نام احمد سنايى در گوزل‌حصار ابيات زير را افزوده است :" دور محمد گچو بن حاليا * سلطنتى احمده وردى خدااحمد مرسل منم الله بيلير * آيت منزل منم الله بيليراحمد مختار ممجّد منم * آيت تفضيل محمد منم "-