نمودم ، فرمود و فاطمه بانوى زنان جهانيانست گفت آرى تصديق دارم فرمود و حمزه سرور شهيدان و شير خدا و شير رسول خدا و عموى پيامبر است ، حمزه گريست بطورى كه برو در افتاد و شروع كرد ببوسيدن دو چشم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و فرمود جعفر برادرزادهات در بهشت با فرشتگان پرواز مىكند ، و اينكه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و خاندانش بهترين مردمند ، ايمان آورى اى حمزه به نهان و آشكارشان و برون و درونشان و بر اين عقيده زنده باشى و بميرى ، و دوست دارى هر كه دوستشان دارد ، و دشمن دارى هر كه با آنها دشمن است ، گفت آرى اى رسول خدا ، خدا و ترا گواه ميگيرم و گواهى خدا بس است ، آنگاه رسول خدا فرمود خدا به تو كمك كند و توفيق دهد « 1 » .
حضرت كاظم عليه السّلام از پدرش عليه السّلام روايت فرمايد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دم مرگش عباس را در خلوت خواند و به او فرمود اى ابو الفضل از جمله بازپرسىهاى خدا از من دعوت من همه مردم را بويژه از خاندانم در مورد ولايت على عليه السّلام است هر كس بخواهد ايمان مىآورد ، و هر كه خواهد كفر ميورزد ، اى ابو الفضل عهد و پيمان اسلام را تجديد كن ، و حكومت و فرماندهى ولىّ امر را بپذير ، و نباش چون آنها كه به زبان گويند و در دل كفر ورزند ، و در باره خاندانم با من ستيزه كنند بر آنها پيش افتند و به آنها فرمان دهند و بر آنها مسلّط گردند تا جمعى را كه خدا عزت داده خوار سازند ، و مردمى را عزيز كنند كه به جائى نرسيده و در آينده نيز تا آنجا كه چشمشان كشش دارد نرسند ، اى ابو الفضل راستى پروردگارم به من عهدى سپرده و فرموده آن را برسانم بحاضران از جن و انس ، و بفرمايم كه حاضران آن را به غائبان برسانند ، هر كس باور دارد على عليه السّلام را و او را كمك كند و فرمانش برد و ياريش نمايد و او را بپذيرد ، و آنچه بعهدهاش از واجبات هست براى خدا انجام دهد ، چنين كسى بحقيقت ايمان رسيده است ، و هر كس از
هامش
( 1 ) الطرف ص 8 تا 10 .