فرمود اى شير خدا و اى شير رسول خدا ، با خدا و رسولش بيعت ميكنى بوفادارى و استقامت در راه برادرزادهات تا ايمانت كامل گردد گفت آرى شنيدم و پذيرفتم و دستش را گشود ، آنگاه حضرت به آنها فرمود دست خدا برتر از دستهاى آنهاست ، على امير مؤمنان ، و حمزه سرور شهيدان است ، و جعفر در بهشت پرواز مىكند ، و فاطمه بزرگ زنهاى جهانيانست ، و دو نوادهام حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشتند ، اين شرطى است از سوى خدا بر همه مسلمانها از جنّ و انس همگان ، هر كه پيمان بشكند ، همانا بزيان خود شكسته ، و هر كس به آنچه خدا با او پيمان بسته وفا كند ، زود است خداوند او را پاداشى بزرگ عنايت فرمايد سپس اين آيه را قرائت فرمود ( براستى آنها كه با تو بيعت كردند ، همانا بيعت كردند با خدا ) « 1 » .
فرمود و چون شبى كه فردايش حمزه شهيد شد ، فرا رسيد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم او را خوانده و فرمود اى حمزه اى عموى رسول خدا ، بسا كه تو يك غيبت دراز و طولانى كنى ، چه خواهى گفت چون نزد خدا روى و از تو از شرايع اسلام و شروط ايمان بپرسد ؟ حمزه گريست و گفت ، پدر و مادرم قربانت مرا ارشاد كن و آگاهيم ده حضرت فرمود اى حمزه گواهى ميدهى به يگانگى خدا از روى اخلاص ، و اينكه من رسول خدايم و مرا به حق برگزيده ، حمزه گفت گواهى دادم ، فرمود و اينكه بهشت حق است ، و دوزخ حق است و هنگامه رستاخيز خواهد بود بدون ترديد ، و اينكه صراط حق است و ميزان حق است و هر كس به اندازه ذرهاى كار خوب كند آن را مىبيند ، و هر كس به اندازه ذرّهاى كار بد كند آن را مىبيند ، و گروهى در بهشتند و گروهى در دوزخ سوزان ، و اينكه على عليه السّلام امير مؤمنانست ، حمزه گفت گواهى دادم و اقرار نمودم و ايمان آوردم و باور كردم ، و فرمود امامان از نسل اويند حسن و حسين و امامت در نژاد اوست ، حمزه گفت ايمان آورده و تصديق
هامش
( 1 ) سورهء فتح آيه 10 .