تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
يا استخوان نازكى در اطراف دبر است . و اگر غائطش را مالك باشد ، ولى بادش را در اختيار نداشته باشد ، ظاهراً حكومت است .

دوم - اگر « عجان » او را بزند

پس مالك ادرار و غائطش نباشد در آن ديهء كامل است . و « عجان » ما بين بيضه‌ها و حلقهء دبر مىباشد . و اگر يكى از آن‌ها را مالك باشد و بر ديگرى اختيار نداشته باشد بعيد نيست كه در آن هم ديه كامل باشد و حكومت نيز محتمل است . ولى احوط ( وجوبى ) مصالحه است . و اگر غير عجان او را بزند پس آن‌ها را مالك نباشد ظاهراً ديه كامل دارد . و اگر يكى از آن‌ها را مالك نباشد پس حكومت و ديه محتمل مىباشد و احوط ( وجوبى ) مصالحه است .

سوم - در شكستن هر استخوانى از عضوى كه ديهء مقدّر دارد ، يك پنجم ديهء آن عضو مىباشد ؛

پس اگر به صورت غير معيوب ، خوب شود چهار پنجم ديهء شكستن آن مىباشد . و در جراحت موضحهء آن ربع ديهء شكستن آن است . و در كوبيدن و خرد كردن آن در صورتى كه خوب نشود ثلث ديهء آن عضو است ؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديهء كوبيدن آن است . و در جدا نمودن آن از عضو به طورى كه معطّل بماند دو ثلث ديه اين عضو است ؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديه جدا نمودن آن است . همه اين‌ها بنابر قول مشهور است ، و احوط در آن‌ها مصالحه مىباشد .

چهارم - كسى كه شكم انسانى را بمالد تا از او حدث سر بزند ،

شكم او ماليده مىشود تا حدثى احداث كند ، يا اينكه ثلث ديه را غرامت بكشد . و ظاهر آن است كه حدث ، بول يا غايط است ؛ پس اگر باد از او حادث شود در آن حكومت مىباشد .

پنجم - كسى كه باكره‌اى را به وسيلهء انگشت افضا نمايد

پس مثانه او را پاره نمايد و او مالك ادرارش نباشد در آن ديهء ( كامل ) او و مهر مثل زن‌هايش مىباشد .

مقصد دوم : در جنايت بر منافع

و آن در چند مورد است :

اول - عقل ؛

و در آن ديهء كامل مىباشد . و در نقصان آن ارش است . و در زايل شدن و نقصان آن ، قصاصى نيست .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 624 | السيد الخميني