تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
كسى كه ذكرش فلج است و غير او و عنين و غير عنين فرقى نيست . مسأله 3 - در بيمارى ادْرَه كه نفخ پيدا كردن خصيه‌ها است چهارصد دينار است ؛ پس اگر در اثر آن بين پاهايش بازشود و نتواند به صورتى كه برايش نافع باشد راه برود ، در آن هشتصد دينار - چهار پنجم ديه نفس - است .

هفدهم : فرج

مسأله 1 - در دو « شفر » زن يعنى گوشتى كه مانند احاطهء دو لب نسبت به دهان ، عورت زن را احاطه نموده است ، ديه كامل او مىباشد . و در يكى از آن‌ها نصف آن است ؛ خواه زن ، كبيره باشد يا صغيره ، ثيّبه باشد يا باكره ، ختنه شده باشد يا غير آن ، قرنا باشد يا رتقا يا سالم ، افضا شده باشد يا غير آن . مسأله 2 - اگر به جنايت فلج شوند ظاهراً دو ثلث ديه آن است . و اگر چيزى از آن دو را كه در آن‌ها فلجى است قطع كند در آن ثلث مىباشد . مسأله 3 - در « ركب » ، و آن در زن جاى عانهء مرد مىباشد ، حكومت است ؛ آن را جدا از عورت قطع نمايد يا منضم به آن و همچنين در عانهء مرد حكومت مىباشد . مسأله 4 - در افضاى زن ، ديهء كامل او مىباشد . و افضا اين است كه دو راه بول و حيض را يكى قرار دهد . و همچنين است بنابر احوط ( وجوبى ) اگر دو راه حيض و غائط را يكى قرار دهد . و بين مرد بيگانه و زوج فرقى نيست مگر در يك صورت و آن جايى است كه افضا از زوج ، به وطى بعد از بلوغ باشد . و اما قبل از بلوغ بر او ديهء زن با مهرش مىباشد . مسأله 5 - اگر زن از طرف غير شوهرش اكراه شده باشد پس براى او مهر المثل است با ديه . و اگر زن موافق او باشد پس براى زن ديه است ، نه مهر . و اگر زنى كه اكراه شده ، باكره باشد ، آيا علاوه بر مهر و ديه ، ارش بكارت نيز براى او واجب است ؟ در آن تردّد است ؛ و احوط ( وجوبى ) اين است . مسأله 6 - مهر و ارش در صورت قائل شدن به آن ، در مال او مىباشد و همچنين است ديه .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 621 | السيد الخميني