مخالط قلب باشد در صورتى كه ضلعى از آنها شكسته شود ديهاش بيست و پنج دينار مىباشد » . تا اينكه مىگويد : « و در اضلاعى كه پهلوى دو عضد قرار گرفتهاند ، ديهء هر ضلعى اگر شكسته شود ، ده دينار است » . و به مضمون اين عبارت ، اصحاب ، فتوا دادهاند و اشكالى در آن نمىباشد ؛ ليكن مراد از آن آشكار نيست . پس آيا اين تفصيل بين طرفى كه پهلوى قلب قرار گرفته و طرفى كه نزديك عضد است مىباشد ، يا تفصيل بين ضلعى است كه محيط به قلب است و غير آن ، يا تفصيل بين ضلعهايى است كه در طرف سينه و جلو قرار گرفته و غير آنها از ضلعهايى كه نزديك هر دو عضد و منتهى به پشت مىباشند ؟ و احتمال دارد كه تصحيف شده باشد و اصل آن : « فيما حاط القلب » باشد ( به جاى فيما خالط القلب ) از « حاطه ، يحوطه » يعنى حفظ و حراست مىكند . يا اصل آن : « فيما احاط بالقلب » باشد ، پس اقوى در ضلعهايى كه از طرف چپ قلب را احاطه كردهاند در هر يك از آنها بيست و پنج است و اما در غير آنها احتياط به صلح ، ترك نشود ، مخصوصاً نسبت به ضلعهايى كه در طرف راست مجاور ضلعهايى است كه در طرف چپ محيط به قلب مىباشند ، اگر چه قول به عدم وجوب زايد بر ده دينار در غير ضلعى كه محيط به قلب است ، خالى از قرب نمىباشد .
بيست و يكم : ترقوه
مسأله 1 - در دو ترقوه ، ديه كامل است . و در هر يك از آنها در صورتى كه شكسته شود پس بدون عيب خوب شود ، چهل دينار است .
مسأله 2 - اگر يكى از آنها شكسته شود و خوب نگردد ظاهر آن است كه در آن ، نصف ديه مىباشد . و اگر به صورت معيوب خوب شود پس بنابر احوط ( وجوبى ) - اگر اقوى نباشد - چنين است . و بعضى گفتهاند : در آنها حكومت است .
خاتمه و در آن چند فرع است :
اول - اگر « بعصوص » شخصى را بشكند
پس نتواند غائطش را نگهدارد در آن ديه كامل است . و « بعصوص » يا استخوان مفصل لگن يا عصعص يعنى دمچه ( انتهاى ستون فقرات )