ديهاش عودت داده نمىشود .
هفتم : دندانها
مسأله 1 - در دندانها ، ديهء كامل است . و اين ديه بر بيست و هشت دندان تقسيم مىشود كه دوازدهتاى آنها در قسمتهاى جلوى دهان است : دو ثنيه ( دندان پيش ) و دو رباعى ( دندان بين پيش و نيش ) و دو ناب ( دندان نيش ) از بالا و مثل آن از پايين است ، كه در هر يك از آنها پنجاه دينار است ؛ بنا بر اين تمام آن ششصد دينار مىباشد . و شانزده دندان در عقب دهان است در هر طرف از طرفهاى چهارگانه ، چهار دندان ضاحكه ( دندان خنده ) و اضراس ( دندانهاى آسيا ) است كه سه تا هستند . در هر يك از آنها بيست و پنج دينار مىباشد ؛ پس تمام آن ، چهارصد دينار مىشود . و نواجذ ( دندانهاى عقل ) و دندانهاى زايد ، در حساب ملاحظه نمىشوند .
مسأله 2 - اگر دندانها از بيست و هشت دندان كمتر باشند در مقابل آن از ديه كم مىشود ؛ چه اين نقص ، خلقتى باشد يا عارضى .
مسأله 3 - براى بيشتر از بيست و هشت دندان ، ديهء مقدرى نيست و ظاهر آن است كه به ارش رجوع شود ؛ خواه زيادى از قبيل نواجذ باشند كه در رديف دندانها مىباشند ، يا به صورت زايد در كنار دندانها در داخل يا خارج روييده شده باشد و اگر در كندن آنها نقصى نباشد ، يا كمالى را زياد نمايد چيزى نيست ، اگر چه فاعل آن ظالم و گناهكار است و حاكم حق تعزير او را دارد .
مسأله 4 - در دندانها بين سفيد و زرد و سياه آنها - در صورتى كه رنگ آنها اصلى باشد نه آنكه به خاطر عارضه و عيبى باشد - فرقى نمىباشد . و اگر به جنايت سياه شوند ولى ساقط نشوند بنابر اقوى ديهاش دو ثلث ديهء سالم آن مىباشد . و اگر دندانى كه به جنايت يا به جهت عارضهاى سياه شده بكند ، بنابر احوط ( وجوبى ) ثلث ديهء آن ثابت است ؛ بلكه خالى از قرب نمىباشد . و در شكسته شدن دندان بدون افتادن آن بنابر اقوى ، حكومت مىباشد .
مسأله 5 - اگر آنچه را كه از لثه بيرون آمده بشكند و اصل و ريشهء دندان كه در لثه مدفون است باقى بماند ديهاش مانند دندان كنده شده است . و اگر شخصى آنچه را كه از لثه بيرون آمده بشكند سپس ديگرى ريشه را بكند ، پس براى ريشه ارش است ؛