مسأله 2 - حدّ لب در بالا آن مقدارى است كه از حيث عرض از لثه فاصله دارد در حالى كه به دو سوراخ بينى و حاجز بينى متصل است ؛ و طول آن به اندازهء طول دهان مىباشد . و حدّ لب پايينى از حيث عرض آن مقدارى است كه از لثه فاصله دارد و طول آن طول دهان است . و حاشيهء دو طرف دهان ( كنارهء لپها ) از دو لب نمىباشد .
مسأله 3 - اگر جنايتى بر لب وارد نمايد تا اينكه جمع و منقبض شود پس روى دندانها را نگيرد ، در آن حكومت است . و اگر به واسطهء جنايت ، لبها آويزان شوند پس با خنديدن و مانند آن از دندانها فاصله نگيرند بنابر احوط ( وجوبى ) دو ثلث ديه است . و اگر بعد از فلج ، قطع شود پس ثلث ديه است .
مسأله 4 - اگر دو لب را پاره كند تا اينكه دندانها آشكار شوند ثلث ديه بر او مىباشد ؛ پس اگر خوب شود ، خمس ديه است . و در يكى از آنها اگر خوب نشود ثلث ديه است . و اگر خوب شود پس خمس ديهاش مىباشد ، بنا بر قول معروف در تمام اينها .
ششم : زبان
مسأله 1 - در زبان سالم اگر تماماً قطع شود ، ديهء كامل است . و در زبان شخص لال در صورت قطع تمام آن ، ثلث ديه است .
مسأله 2 - اگر قسمتى از زبان شخص لال را قطع نمايد ، پس به حساب مساحت آن است . و اما شخص سالم ، پس قطع زبان او به حروف معجم بررسى مىشود و ديه بر تمام آنها به طور مساوى پخش مىشود . و فرقى بين خفيف و سنگين آن و حروف لسانى ( كه به وسيلهء زبان ادا مىشود ) و غير آن نيست . پس اگر همهء حروف معجم از بين رفته باشد ديهء كامل است و اگر بعضى از آنها از بين رفته فقط سهم از بين رفته ، واجب است .
مسأله 3 - حروف معجم در عربى بيست و هشت حرف است ؛ پس ديه بر آنها تقسيم مىشود . و اما غير عربى چنانچه موافق اينها باشد پس به همين حساب است و اگر حروف آن كمتر يا بيشتر باشد ظاهر آن است كه به طور مساوى بر آنها توزيع شود ؛ هر انسانى به حسب لغتش .