مسأله 4 - معيار ( تعيين ديه ) در زبان سالم ، مقدار حروفى است كه از بين رفته نه مساحت زبان ؛ پس اگر نصف زبان را قطع كرده باشد اما ربع حروف از بين رفته باشد ديهاش ربع مىباشد . و اگر ربع زبان را بريده باشد ولى نصف حروف از بين رفته باشد ، ديهاش نصف است .
مسأله 5 - اگر با جنايت ، حرفى از بين نرود ، ليكن طورى تغيير كند كه موجب عيب باشد پس زبانش سنگين يا سريع النطق شود به حدى كه عيب شمرده شود ، يا حرفى به حرفى تغيير كند و لو اينكه دومى صحيح باشد ليكن عيب شمرده شود ، پس مرجع ، حكومت است .
مسأله 6 - اگر جانى زبان او را قطع نمايد پس بعضى از كلام او را از بين ببرد ، سپس شخص ديگرى قسمتى از آن را قطع نمايد پس بعضى از قسمت باقى مانده از بين برود ، به مقدار آنچه كه بعد از جنايت اولى از بين رفته ، نسبت به باقىماندهء آن بعد از جنايت ، ديه گرفته مىشود ؛ پس اگر به جنايت اولى ، نصف كلام او از بين برود نصف ديه بر او مىباشد سپس به جنايت دومى نصف آنچه كه باقى مانده ، از بين برود نصف اين نصف يعنى ربع بر او مىباشد و به همين صورت .
مسأله 7 - اگر شخصى كلام او را به زدن بر سرش و مانند آن - بدون آنكه زبانش قطع شود - از بين ببرد بر او ديه مىباشد . و اگر از كلامش كم شود پس به نسبت است ؛ چنان كه گذشت . و اگر ديگرى زبان او را كه به سبب فعل قبلى لال شده است قطع نمايد ، بر او ثلث ديه است اگر چه براى زبان ، فايدهء چشيدن و كمك به كار آسيا نمودن ، باقى بماند . و بين اينكه مجنى عليه بر حروف شفوى ( كه از لب ادا مىشود ) و حروف حلقى ( كه از حلق ادا مىشود ) توانايى دارد يا نه ، فرقى نيست .
مسأله 8 - اگر زبان بچه را قبل از رسيدن او به حدّ نطق قطع نمايد بر او ديهء كامل است .
و اگر به اين حدّ رسيده باشد ولى نطق نكرده پس با قطع آن ، ثابت نمىشود مگر ثلث . و اگر خلاف آن آشكار شود آنچه كه نقص پيدا كرده از جانى گرفته مىشود .
مسأله 9 - اگر بدون قطع بر او جنايت نمايد پس كلامش از بين برود سپس عود كند ، ظاهر آن است كه ديه عودت داده مىشود . و اما اگر دندان او را دربياورد پس عود كند ،
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 613
مساهمون: السيد الخميني
ص٦١٣