تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
مسأله 29 - اگر او را به طرف ماهى بيندازد پس ماهى او را ببلعد بر او قود مىباشد . و اگر او را به دريا بيندازد تا او را بكشد پس ماهى او را بعد از رسيدن به دريا ببلعد بر او قود مىباشد ، اگر چه قصدش اين نبوده كه با بلعيدن ماهى كشته شود ، بلكه قصدش غرق شدن او بوده است . و اگر او را به دريا بيندازد و قبل از رسيدن او به دريا بر سنگ و مانند آن بخورد پس كشته شود ديه بر او مىباشد . و اگر قبل از رسيدن به دريا ماهى او را ببلعد ظاهراً قود بر او مىباشد . مسأله 30 - اگر او را مجروح نمود سپس درنده‌اى او را گاز گرفت و هر دو سرايت كرد و منتهى به موت او شد پس بر وارد كنندهء جراحت ، قصاص است ، ليكن با برگرداندن نصف ديه به او . و چنانچه ولىّ دم با او بر دادن ديه مصالحه نمايد پس بر او است نصف ديه مگر اينكه سبب گاز گرفتن درنده همان وارد كنندهء جراحت باشد كه در اين فرض بر او قصاص است . و در صورت عفو ولىّ دم از قصاص و مصالحه بر ديه ، تمام ديه بر او است . مسأله 31 - اگر او را مجروح كند سپس درنده‌اى او را گاز بگيرد و پس از آن مارى او را نيش بزند بر او قود مىباشد با رد دو ثلث ديه . و اگر برديه مصالحه كند ثلث آن بر او مىباشد و به همين منوال . و از آنچه كه ذكر شد وضع و حال در همهء موارد اشتراك حيوان با انسان در قتل ، آشكار مىشود . مسأله 32 - اگر كسى چاهى حفر كند و شخصى را نفر سومى در آن بيندازد ، پس قاتل او شخص پرت‌كننده مىباشد ، نه حفركننده . و همچنين است اگر او را از بلندى پرت كند و قبل از رسيدن او به زمين ، ديگرى او را مثلًا با شمشير بزند و او را دو نصف كند ، يا او را در دريا بيندازد و بعد از وقوع او در دريا و قبل از مردنش در صورتى كه حيات مستقر در او باقى باشد ديگرى او را به قتل برساند ، پس به درستى كه قاتل او همان زننده است نه پرت كنندهء او . مسأله 33 - اگر شخصى او را نگهدارد و ديگرى او را بكشد و شخص سومى ديده‌بان آن‌ها باشد ، قود بر قاتل است نه نگهدارندهء او ، ليكن نگهدارنده به زندان ابد مىافتد تا در حبس بميرد ، و ميلهء داغ و مانند آن به چشمان ديده‌بان كشيده مىشود .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 547 | السيد الخميني