مسأله 24 - اگر او را در محل درندهها مانند بيشهء شير و امثال آن بيندازد ، پس درندهها او را بكشند اين قتل عمد است و بر او قود است . و همچنين است اگر او را به طرف شير درنده پرت كند پس شير او را پاره كند در صورتى كه براى طرف حفظ كردن خود از شير به شكلى و لو به فرار كردن ممكن نباشد ؛ ولى اگر اين كار برايش ممكن باشد اما از روى سستى و عمد آن را ترك كند ، نه قود دارد و نه ديه . و اگر شير درنده نباشد پس كسى را نه به قصد قتل او ، پرت كند ، پس اتفاقاً شير او را بكشد از عمد نمىباشد و اگر او را به رجاء قتل بيندازد پس شير او را به قتل برساند اين عمد است و بر او قود است . و اگر حال شير مجهول باشد و او را نزد اين شير بيندازد پس او را بكشد در صورتى كه قصد قتل او را داشته ، اين عمد است ، بلكه اگر قصد قتل او را هم نداشته باشد ظاهراً چنين است .
مسأله 25 - اگر او را در حالى كه كتف بسته است در زمين درندهها بيندازد پس با علم او به تردّد درندهها نزد او بدون اشكال قتل عمد است ، بلكه با احتمال تردّد درندهها و انداختن او - و لو رجاءً - به قصد دريدن او ، از عمد مىباشد . البته اگر مىداند يا اطمينان دارد كه درندهها رفت و آمد ندارند پس اتفاقاً چنين شود عمد نيست ؛ ولى ظاهراً ديه ثابت است .
مسأله 26 - اگر او را نزد درندهاى بيندازد پس او را طورى گاز بگيرد كه به آن كشته نشود ليكن سرايت كند و بميرد اين عمد است و بر او قود مىباشد .
مسأله 27 - اگر مارى را كه سمّ كشنده دارد به نيش زدن او وادارد ، به اينكه مار را بگيرد و چيزى از بدن او را به دهن مار بگذارد ، اين قتل عمد است و بر او قود است و همچنين است اگر مار كشنده را روى او بيندازد پس مار او را نيش بزند و به هلاكت برسد و همچنين است اگر او و مار را در جاى تنگى قرار دهد كه فرار او ممكن نباشد يا مار و كسى را كه جهت ضعف - مانند مريضى يا كوچكى يا زيادى سن - نتواند فرار كند ، در يكجا قرار دهد ؛ پس حتماً در تمام اينها و همچنين در نظاير اينها قود مىباشد .
مسأله 28 - اگر سگ درندهاى را كه غالباً كشنده است به طرف او تحريك و وادار كند پس او را بكشد بر او قود مىباشد . و همچنين است اگر قصد قتل او را به آن بنمايد و لو اينكه غالباً كشنده نباشد يا حال او معلوم نباشد - و لو رجاءً - قصد قتل او را بنمايد اين عمد است .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٤٦