ابيطالب عليه السّلام و فرزندان طاهرينش عليهم السّلام استقامت مىكردند و از اين دروازههاى دانش الهى رويگردان نمىشدند ، اينك از بسيارى مباحث كلامى كه تلاش بىپايانى از دانشمندان ما را مصروف خويش ساخته است بىنياز مىبوديم و از اين مباحث جز آنچه مربوط به اديان و ملت هاى غير اسلامى است باقى نمىماند .
غيبت امام دوازدهم حضرت مهدى منتظر عليه السّلام ، از مهمترين محورهايى بوده است كه از آغاز غيبت كبرى - بسال 329 هجرى قمرى - تاكنون ، بحثهاى گستردهء كلامى پيرامون آن صورت گرفته ، و برحسب نيازها و شرايط متفاوت در طى دورانهاى مختلف تاريخى ، ابعاد گوناگونى يافته است .
اين ابعاد مختلف در مباحث كلامى به روشنى از خلال كتاب « غيبت » شيخ نعمانى - متوفاى سال 342 هجرى قمرى - و كتاب « اكمال الدين و اتمام النعمة » شيخ صدوق - متوفاى سال 381 هجرى قمرى - پيداست ، اگرچه اين دو بزرگوار اساسا از محدّثين بودهاند و از متخصّصين علم كلام و مجتهدين اين فن بشمار نمىآمدهاند .
پس از اين دوران ، ظهور علماى بارز كلامى در بين شيعه همچون معلم امّت مرحوم شيخ مفيد ( 336 - 413 هجرى قمرى ) و شريف علما مرحوم سيد مرتضى ( 355 - 436 هجرى قمرى ) و شيخ طائفه مرحوم طوسى ( 385 - 460 هجرى قمرى ) تأثيرى حياتى و بىنظير در متبلور شدن علم كلام جديد شيعى داشت .
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٧