بيانگر شريعت يعنى حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و بدنبال اختلاف آراء و اقوال در مسائل عبادى و معاملاتى پايهگذارى شده است .
و بقيهء علوم دينى نيز بر همين منوال پديدار شده و به تدريج رشد و تكامل يافتهاند و از آن جمله است علمى كه بنام « علم كلام » ناميده مىشود و پديد آمدن آن در اثر اختلاف اقوال و تعددآرايى بوده كه در مسائل اعتقادى همچون جبر و تفويض ، اختيار ، عدالت و امامت و غير آن بين مسلمانان پيش آمد .
علم كلام را اين گونه تعريف كردهاند : « علمى است كه به واسطهء آن ، انسان از راه ارائهء براهين و دفع شبههها ، بر اثبات حقايق دينى قدرت مىيابد . » « 1 »
و بحث امامت و خلافت ، اساس آن اختلافات حاصله بشمار مىآيد .
چنان كه مىتوان از ابتداى تشكيل سقيفهء بنى ساعده تا امروز و تا ظهور حضرت مهدى عليه السّلام محور اساسى علم كلام را ، همين امامت و مسائل مربوط به آن و امور مترتب بر آن دانست .
از آنرو كه اگر علم كلام شامل مباحث عقيدتى ديگرى نيز هست ، اختلافات حاصله در آن ابواب نيز نتيجهء كنارهگزينى مردم از چشمهء زلال و حياتبخش علوم اهلبيت عليهم السّلام است .
پس اگر مردم بر امامت و پيشوايى امير المؤمنين حضرت على بن
هامش
( 1 ) « مفتاح السعادة و مصباح السيادة » جلد 2 صفحهء 132 .