و كيست آنكس كه بگويد : بعد از اداى رسالت و بيان كامل شرع ديگر هيچ احتياجى به وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست و هيچ نيازى به تدبير و انديشهء او در بين امّت وجود ندارد .
كيست جز انسان معاند و زورگو كه بتواند چنين ادّعاى باطلى كند ؟
حال اگر مخفى گشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - با فرض نياز مردم به او - به خاطر خوف از ستمگران و دشمنان ، جايز و ممكن باشد ، و پيامدهاى اين امر هم بر عهدهء كسانى قرار گيرد كه او را در حالت ترس قرار داده و ناچار از غيبت و پنهان شدن ساختهاند ، ديگر سرزنشى بر او نيست و همهء ملامتها و سرزنشها متوجّه كسانى مىشود كه او را مجبور به اختفاء و استتار كرده و ناچار از غيبت و نهان شدن ساختهاند ، و سخن دربارهء غيبت امام زمان عليه السّلام چنين است .
* * *
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٥٨