بسيار در رياضيات و آثار علويه هست . و اوست كه ميزان ارشميدس را كه به او غش از صافى شناخته مىشد به عمل آورده ، و اكثر عمر خود را در آن صرف كرد ، و به خزانهء سلطان بسپرد « 1 » ، خزانهدار سلطان ترسيد « 2 » كه مبادا به وسيلهء آن بر خيانت او اطلاع يابند ، آن را شكست و اجزاى آن را از هم پاشيد . و چون آن سخن را مظفر شنيد از تأسف مريض [ 505 - ب ] شد و فوت گشت .
از سخنان اوست كه :
81 ، 2 - نسبت لذات حسيه به سوى لذات عقلى همچو نسبت جزء است به كل . [ همچو نسبت تنسم طعام است با چشيدن و خوردن آن « 3 » . ]
82 - ابو العباس لوكرى [ سدهء 5 ه ]
82 ، 1 - شاگرد بهمنيار بود و علم حكمت در خراسان ازو انتشار يافت ، و به فنون حكمت و دقايق آن عالم بود ، و در پيران سالى كور گشت ، و در شهر مرو از ارباب بازار بود « 4 » . ديوان شعرى هم دارد ، و در آخر عمر خود مىگفت : آنچه از زيادتى علم و شناخت خود خواستم زياده نشد بر آنچه حاصل كردم ، و به سبب عجز و كورى عاجز گشتم ، و مشتاق شدم به آخرت . [ اين سخن را بسيار مذكور مىنمود چنانچه حوالى حواشى او [ را ] ظاهر شد كه مشتاق است به آخرت ] « 5 » .
82 ، 2 - روزى چنين اتفاق افتاد كه سر بريانى خورد ، و بعضى از شاگردان او را به حمام بردند ، اين سبب مرض موت گشت ، و شاگرد
هامش
( 1 ) د : سپرد .
( 2 ) - پرسيد .
( 3 ) - اين بند از دره ( ش 76 ص 80 ) گرفته شده است در ترجمه ما آمده « همچو نسبت خر است به كل » كه درست نيست .
( 4 ) - متن و تتمه : « و كان من ارباب البيوتات بكوره مرو » دره : ش 77 ص 80 : از خداوندان خاندان كهن بود .
( 5 ) - اساس : ندارد .