36 - آداب باسليوس
36 ، 1 - گفت از قبايح است اينكه پرهيز كنند « 1 » از غذاى بدن از براى آنكه مبادا ضرر برساند ، و پرهيز نكنند از كثرت علم كه غذاى نفس است با آنكه مضر نباشد .
36 ، 2 - و گفت از قبايح است اينكه ملاح كشتى خود را با هر بادى روان نمىسازد ، و ما روان سازيم نفس خود را با هر چه پيش آيد بىبحث و تفتيش و بىخبر و تفحص .
36 ، 3 - و گفت از قبايح است اينكه طلب كنيم در صحت هر علم همهء آنچه قانع گرداند ما را ، و قبول كنيم علم چيزى كه ما را به خدا نزديك گرداند بىآنكه بحث و مناظره كنيم از صحت آن .
36 ، 4 - و گفت : كسى كه داند كه بدن آلتيست مر نفس را ، سزاوار است او را كه طلب نمايد هر چيزى را كه از براى بدن نافع است ، و موافق افعال « 2 » نفس است كه درون بدنست ؛ و بگريزد از هر چه ضرر كند بدن را ، و موافق نباشد استعمال نفس مرو را .
36 ، 5 - و گفت : از قبايح است اينكه بر اسبى سوار شويم ، آن را برانيم و بگردانيم ، و او ما را روان سازد و بگرداند ، و قبيحتر ازين اينكه مدتى
هامش
( 1 ) - اساس : اينكه بيشتر كنند .
( 2 ) - د : اعمال .