37 - اخبار لقمان الحكيم كه مذكور است [ 83 - ب ] در قرآن عظيم
« 1 » 37 ، 1 - سياه فام حبشى بود از نو به نشو و نما « 2 » و كسب پاكيزگى و خوبىها و تعليم در بلاد « 3 » اندوخت . و در زمان داود پيغمبر بود ، على نبينا و عليه السلام ، و در شام فوت شد ، و قبر او در شهر رمله است از اعمال فلسطين و در كوچهء و محلهاى « 4 » ازين شهر ساكن و از موالى بود ، و در روايت ديگر بندهاى سياه رنگ ، لبها در غايت سطبرى ، پايهاى پهن .
37 ، 2 - مردى پيش او آمد در وقتى كه جمعى بر سر او گردآمده بودند ، گفت : تو نيستى كه گوسفند مىچرانيدى در فلان جا ؟ گفت :
آرى . گفت : به چه چيز به اين مرتبه رسيدى كه مىبينم ؟ گفت : به راست گفتن و امانت را ادا كردن و خاموشى از هر چه مهم نباشد . به روايتى ديگر لقمان سياه رنگ ، سطبر لب ، سائيده زانو [ بود ] ، مردى از بنى اسرائيل او را به مبلغ سى دينار طلا خريد و صاحب او نرد بازى مىكرد ، و گرو هم مىبست ، و در خانهء او جوى آبى بود .
37 ، 3 - روزى نرد مىباخت شرط نمود رفيق او كه اگر من ببرم « 5 » ، آبى كه درين جوست او بياشامد ، يا فدا دهد ، و اگر تو ببرى من هم « 6 » اين چنين
هامش
( 1 ) - د : كه لقمان عظيم .
( 2 ) - اساس : از بويه ، د : نشو و نمائى .
( 3 ) - د : بلاد شام .
( 4 ) - متن عربى : اكواخ .
( 5 ) - د : من مىبرم .
( 6 ) - د : « هم » ندارد .