35 ، 6 - همه چيز را تصور به عقل كن « 6 » ، پس از آنها آنچه سزاوار است به عمل آر .
35 ، 7 - نفس خود را غريب گردان ، و اكرام غريبان بكن .
35 ، 8 - هرگاه سير كشتى ترا خوش آمد « 7 » ، ملاحظهء غرق شدن بكن .
35 ، 9 - سزاوار اينست « 8 » كه هر چه از جانب حق تعالى آيد ، به رضا و رغبت قبول كنى ، و بر آن شكر نمائى .
35 ، 10 - مخالفت دوستان و نيكان بهتر است از گرامى داشتن دشمنان و بدان .
35 ، 11 - بر در خانههاى حكما ملازم باش ، [ نه ] اغنيا . به ستايش « 9 » بسيار متحمل اندك دشنامى مىتوان شد « 10 » .
35 ، 12 - نفس خود را محافظت كن ، و خوشحال مشو به افتادن ديگرى .
بخشايشها و موهبتها اين است كه حسد به چيزى نبرى ، ذلت و خوارى اين است كه حسود باشى .
35 ، 13 - و هرگاه قادر شدى بر انتقام كشيدن از دشنامدهندهء خود پس « 11 » به دقت تمام تأملى نماى در آن چيزى كه مورث عجب است .
35 ، 14 - از دشنام شخصى از افاضل خوشحال و غمگين بود ، پرسيدند ازو سبب را ، گفت : خوشحال مىشوم كه دشنام بىسبب مىشنوم ، و اندوهگين مىشوم كه مرد فاضلى چگونه از مرتبهء خود تنزل كرده است .
35 ، 15 - هرگاه ترا در مطلبى شكى باشد ، به دليلى آن را بر طرف گردان ، و الا دست خود را بر دل خود نه .
هامش
( 6 ) - د : تصور و تعقل كن .
( 7 ) - د : « آمد » ندارد .
( 8 ) - اساس : سزاوار نيست .
( 9 ) - د : بشناس .
( 10 ) - نسخهها . دشنامى نمىتوانند شد .
( 11 ) - د : و هرگاه قوت و قدرت بر انتقام كشيدن دشنامدهندهء خود يافتى پس .