گذرد ، از پروردگار خود شرم كند .
33 ، 4 - و گفت : عاقل كسى است كه زبان خود را ببندد ، مگر از ذكر حق تعالى ، و جاهل كسى است كه نداند مرتبهء نفس خود را .
33 ، 5 - و گفت : رضاى اين كس از نفس خود نزديك است به خشنودى اللّه تعالى .
33 ، 6 - و گفت : هر چند به مرگ نزديكتر مىشويد زياده كنيد عمل خير را « 2 » .
33 ، 7 - و گفت : حكمت در دل احمق در نمىآيد مگر آنكه بيرون رود حماقت از دل او « 3 » .
33 ، 8 - و گفت : ادب مرد قرين است عقل او را « 4 » ، و شفيعيست او را پيش مردمان .
33 ، 9 - و گفت : نمرد كسى كه زنده ساخت علمى را ، و محتاج نشد كسى كه مالك شد فهمى « 5 » را .
33 ، 10 - و گفت : علما غريباناند از براى بسيارى نادانان ميان ايشان .
33 ، 11 - و گفت : حكمت « 6 » درختيست كه در دل مىرويد ، و ميوهء آن بر زبان پيدا مىشود .
33 ، 12 - و گفت : از علما هر كرا تواضع بيشتر علم بيشتر ، چنانچه هر زمينى فرودتر آب بيشتر .
33 ، 13 - و گفت : نعمت نادان همچو باغيست در مزبله .
33 ، 14 - و گفت : مباحثه مكن مگر با منصف و جواب مده مگر كسى
هامش
( 2 ) - اساس : نزديك مىشويد زياده كنيد عمل را .
( 3 ) - اساس : « حماقت از دل او » ندارد .
( 4 ) - اساس : است غضب او را .
( 5 ) - اساس : فهم را .
( 6 ) - اساس : و گفت جنگ .