جماعت را مىبرد .
33 ، 26 - و گفت : دنيا مزاحمت بر كار پوشيده نكرد ، الا آنكه آن را ظاهر ساخت .
33 ، 27 - و گفت : بزرگترين مردمان از روى قدر و منزلت ، كسى است كه زير دست كسى كه دنيا داشته باشد نباشد .
33 ، 28 - و گفت : مردمان دو صنفاند : رسيدهاند كه اكتفا آن نمىكنند و جويندهاند كه نمىيابند .
33 ، 29 - و گفت : حسود زوال نعمت ديگران را نعمت خود مىداند .
33 ، 30 - و گفت : كسى كه زياده باشد ادب او بر عقل او ، همچو شبانيست ضعيف بسيار گوسفند .
33 ، 31 - و گفت : بندهء شهوت ذليل و حقيرتر از بندهء ملكيست .
33 ، 32 - و گفت : عادلترين مردمان آن كسى است كه از عقل انصاف پذيرد نه از هوا .
33 ، 33 - و گفت : شفيع بال طالب « 11 » است .
33 ، 34 - و گفت : هيچ چيز بهتر ازين نيست پيش خداى تعالى از روى جزا كه بدكننده را مكافات كنى به احسان با وجود دوام بدى او .
33 ، 35 - و گفت : دانستن « 12 » لذتهاى ثواب وقت مصيبت ، فراموش مىگرداند مصيبت را .
33 ، 36 - و گفت : نفس جاهل بدترين دشمنان صاحب خودش است .
33 ، 37 - و گفت : نيت اصل بناى عمل ، و عمل سفير « 13 » آخرت است .
هامش
( 11 ) - نسخهها : مال طالب .
( 12 ) - نسخهها : داشتن لذتهاى .
( 13 ) - نسخهها : سفر .