هزار درهم بر من منت نه . اسكندر گفت اين نه در خور تست . آن شخص گفت : در خور تست . امر كرد « 107 » كه مبلغ مذكور را به او بدهند .
32 ، 114 - و گفت : اگر علم و دانائى نباشد ؛ دنيا نخواهد ايستاد ، و مملكت صورت نظام و استقامت نخواهد پذيرفت .
32 ، 115 - و در وقت مرگ مىگفت : پروردگار من مرا به رضاى خود برسان ، سلطنت همهء سلاطين باطل است غير سلطنت تو ، همچنين مىگفت تا درگذشت ، پس او را در تابوت طلا نهادند تا خاك بر بدن او نرسد از براى تعظيم او . و وزير اسكندر فوت او را پوشيده داشت تا آنكه لشكر و خزاين او را به اسكندريه رسانيد « 108 » ، بعد از آن تابوت را برآورده در ميان نهاد و گفت : اين تابوت كسى است كه سى و شش سال زندگانى كرد ، پادشاه روى زمين گشت در دوازده سال . و بعضى گفتهاند كه غلام او او را زهر داد و بزرگان اصحاب و خاصان مردان او را ظاهر ساخت .
32 ، 116 - [ و گفتهاند كه هر يك به وزير اشارت كردند ] « 109 » .
32 ، 117 - پرسيدند اسكندر را چرا گنجها جمع نمىسازى ؟ گفت :
اصحاب من گنجهاى مناند هر چه بهم مىرسد به ايشان مىدهم و در ايشان مىسپارم نه « 110 » در خانهها و زمينها .
32 ، 118 - مردى بود از بزرگان آن روزگار كه او را اسكندر مىگفتند و در جنگها به غير از گريز شقى ديگر اختيار نمىنمود . او را گفتند :
يا نام خود را تغيير ده يا فعل و كردار خود را در خور نام خود ساز .
32 ، 119 - در بازوى او صحيفه يافتند كه در آنجا نوشته بود : كمى ميل « 111 » به دنيا باعث سلامتى است ، و تكيه بر قدر سبب راحت ، و حسن ظن
هامش
( 107 ) - د : در خور قدرتست اسكندر امر كرد .
( 108 ) - اساس : رسانند .
( 109 ) - نسخهها ندارد . متن عربى 1 : 276 : و قيل كل واحد اشار الى الوزير .
( 110 ) - د : در ايشان پنهان مىسازم نه .
( 111 ) - د : كم ميل .