گاهى هم درست نمىانديشيدند چنان كه پروكلوس و پلوتينوس را ارسطو مىپنداشتند . انديشهء اينان بود كه در سدهء نهم به دانشمندان سدههاى ميانين باختر رسيده بود و فلسفهء يونانى دوباره به همان سرزمينى رسيده است كه از آنجا پديدار گشته بود .
بارى در گزارشهاى سمپليكيوس همچون گزارش نفس او به بسيارى از نوشتههاى گمشدهاى برمىخوريم . او چون اسكندرانى بود از انديشهء ايرانى و قبطى نيز آگاهى داشته است . از دفترهاى او گزيدهاى از انديشههاى پيشينيان مانند كسموگنى يا پيدايش جهان افلاطون و رمزهاى فيثاغورسى و افسانههاى هندى و سخنان مغان را مىيابيم . همينها بود كه نوپلاتونيها آنها را گزارش مىنوشتند و از اينجا است كه خاور و يونان دوباره بهم نزديك شدهاند ( برون 45 ) .
از گزارندگان لاتينى ميتوان از اينان ياد كرد :
8 - خالكيديوس « 161 » گزارندهء تيمائوس افلاطون بلاتينى در سدهء 3 كه سنت اگوستينوس آن را خوانده است .
9 - ماكروبيوس گزارندهء دفترى از سيسرون كه در آن انديشهء ارسطو و افلاطون هم هست .
10 - بوئسيوس « 162 » ( 42
) u (
) .
نگارش گوناگون تاريخ فلسفه
نخست - سرگذشت نويسى ( برون 20
) A (
) درست مانند همان سيرت كه ما در زبانهاى گوناگون براى بزرگان و فرمانروايان داريم .
دوم - پندارشناسى يا دكسوگرافى ( 22
) B (
) درست مانند
هامش
( 161 ) -Chalcidius( 162 ) -Boece