4 - تئودوره « 153 » ( سدهء 5 ) ( برون 38
) C (
) .
چهارم - گزارشنگاران كه ميكوشند انديشهاى را روشن سازند مانند :
1 - اسكندر افروديسى « 154 » ( سدهء 2 ) كه گزيدهاى از گزارش او را در تفسير ما بعد الطبيعة ابن رشد ( دفتر لام ) مىبينيم .
2 - ثامسطيوس « 155 » ( سدهء 4 ) گزيدهء او هم از دفتر لام الهى ارسطو در همان تفسير آمده است . شهرستانى در شانزده مسألهاى كه از ارسطو آورده است از گزارش او بهره برده است ( ص 8 و 9 ديباچهء نجات ) .
3 - فرفوريوس « 156 » ( سدهء 4 ) .
4 - پلوتارخوس « 157 » آتنى ( سدهء 4 ) .
5 - پروكلوس « 158 » ( سدهء 5 ) .
6 - داماسكيوس « 159 » ( سدهء 6 ) .
7 - سمپليكيوس « 160 » ( سدهء 6 ) .
اين دو را بايد از بازپسين دانشمندانى دانست كه رشته و پيوند گروه آنان با فرمان يوستينيانوس در 529 گسسته شده است ، ولى اين گسستگى چندان نپاييد و داماسكيوس و سمپليكيوس كه از آتن رانده شدند نزد خسرو انوشيروان شاهنشاه ايران كه به آنان پناه داده بود كار خود را دنبال كردند . دانشمندان اسكندرانى نيز كه چندان پابند سنت يونانى نبودند و با ميانجى شاگردان مسيحى خود با دستگاه بتريرك پيوندى داشتند به كار خود مىپرداختند تا اينكه تازيان آن شهر را گرفتند و آنها در 718 به انطاكيه گريختند .
انديشهء فلسفى آنان ازين پس به بغداد رسيد . گزارشنگاران بغدادى
هامش
( 153 ) -Theodoret( 154 ) -Alexandre d'Afrodise( 155 ) -Thamistius( 156 ) -Porphyre( 157 ) -Plutarque( 158 ) -Proclus( 159 ) -Damascius( 160 ) -Simplicius