در گذشت .
3 - آيا انديشهء فلسفى آموزشگاهها و گروهها پيرو قانون تطور نيست ، آيا ميتوان گفت كه با گذشت زمان در اثر علتهاى گوناگون اين انديشهها رساتر ميشوند يا ديگرگون ميگردند ؟ پس مىشود گفت كه هيچ انديشهء فلسفى جاويد نيست و انديشهء فلسفى وابسته به انديشندگان است و قانون پيوستگى و نسبيت در همه جا فرمانروا است .
( تاريخ فلسفهء برهيه 1 : 1 - 37 ، ربيع الفكر اليونانى بدوى 4 - 7 - 15 ) .
در نگارش تاريخ فلسفه روشهاى گوناگونى ديده مىشود :
1 - تكنگارى و دربارهء يك موضوع جستجو كردن .
2 - همگانى و پرداختن به چندين موضوع .
3 - سنجشى و پىبردن به آنچه همانند انديشهاى فلسفى است و يا اينكه ناسازگار با آن .
4 - سرگذشت مسائل فلسفى و گزارش تطورى كه در آنها پيدا شده است .
5 - اينكه انديشهء فيلسوفى در انديشهء ديگرى رخنهاى كرده و اثرى در آن بخشيده است و كنش و واكنش انديشهها در يكديگر .
6 . گزارش انديشهء يك فيلسوف و روشن ساختن آن ( لوسين برون 1 ) .
نگارندگان تاريخ فلسفه چند دسته هستند :
نخست - يا از چندين موضوع گفتگو ميدارند و روش همگانى دارند ، مانند :
1 - استوبايوس « 143 » ماكدونيائى سدهء 5 .
2 - هسوخيوس « 144 » ( سدهء 6 ) .
هامش
( 143 ) -Stobaus( 144 ) -Hesychius