تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
را « 7 » حصن خود گردانيد و ناآرخوس تهديد و وعيد مىنمود به بدترين عذابها كه اگر مرا به ياران و مددكاران خود اطلاعى ندهى كه كجااند و چه كسانند . 31 ، 9 - زينون گفت : اى فلان ، بدان كه به جهت مكروهى كه بر من وارد گردانى نمىتوانى « 8 » كه مرا مضطر سازى به عمل قبيحى كه افشاى ياران است ، و هرآينه من صبر مىكنم و جلادت مىنمايم و به برادران خود بدى نمىرسانم . 31 ، 10 - و غرض ناآرخوس ازين وعيد آن بود كه به حيلهء اصحاب او را به دست آرد تا طريقى پيدا كند به كشتن آنها از براى آنكه اهل سوراقوسا چون هجوم كردند بر ناآرخوس ، و زينون امداد ايشان نمود به سواران « 9 » و سلاح ، غالب كشتند بر ناآرخوس به يك بار كه چنانچه به خاطر رسيد كه اينها ميل رياست و حكومت دارند . 31 ، 11 - پس ناآرخوس ابرام و مبالغه نمود در گفتن « 10 » . زينون زبان خود را به دندان « 11 » بريده پيش ناآرخوس انداخت ، تا معلوم گردد كه او در باب اصحاب خود حرفى نخواهد گفت . پس ناآرخوس دست تعدى « 12 » برو دراز كرد ، او را در عذاب داشت تا كه به عالم بقا رحلت نمود و نگفت كه شريكان و مددكاران من درين امر چه كسان بودند . 31 ، 12 - در حالت تعذيب رجزى گفت كه مضمونش اينست كه : چه بسيار احتياج دارد فضيلت در بسيارى از كارها به يارى سعادت بخت و طالع . 31 ، 13 - زينون مرد معتدل قامت ، پست بينى ، خوب صورت بود . بر
هامش
( 7 ) - د : « را » ندارد . ( 8 ) - اساس : نمىدانى . ( 9 ) - اساس : سوران . ( 10 ) - د : در گفتن نمود . ( 11 ) - اساس : « به دندان » ندارد . ( 12 ) - اساس : دست برو .