به خوبان ، و بد است نسبت به بدان .
16 ، 6 - پرسيدند از اندازه و قدر فايده يافتن از حكمت ، گفت : هرگاه فرا گيرند مردمان حكمت را ، هست مثل او چون مثل كسى كه در دريا رسيده باشد به مقصد خود ، و ببيند ديگران را كه به الم موجها و بادهاى شكننده گرفتارند ، و او به آرام و جمعيت خاطر .
17 - اسخولوس
17 ، 1 - از اصحاب ارسطو از بزرگان شاگردان او بود ، و قائم مقام ثاوفرسطس و اوديموس در فضايلى كه در شان اين دو بزرگ مذكور شد ، و اسكندر تعظيم او مىنمود و او را رفعت بر امثال « 1 » او مىداد .
17 ، 2 - گفتند او را كه : چرا زن نمىخواهى ؟ گفت : من به اصلاح نفس خود درماندهام ، و در حيلتم در مصالح بدن خود در باب مرگ و سعى و غمها و همها كه مرا تاب و توانائى آنها نيست ، چگونه ضم سازم به اينها مثل اينها را ؟
17 ، 3 - گفتند او را كه : مىبينيم ترا كه مداومت به خواندن و كتابت « 2 » مىكنى ، گفت : از براى آنكه مىدانم كه جاهلم و محتاج به تحصيل علم .
17 ، 4 - و گفت در حق اسكندر كه : او جامع بود سلطنت و حكمت را و اسلحهء او در محاربهء اعداء حكمت او بود .
17 ، 5 - بعضى از سفها و نادانان حكيم را تجهيل كردند ، به گفتهء ايشان التفات ننمود ، و گفت : اگر دروغ گفت « 3 » جاى خشم و رنجش نيست ، زيرا كه حال نه چنان است كه او گفت ؛ و اگر راست گفت ، پس او را چه « 4 »
هامش
( 1 ) - اساس : بر مثال .
( 2 ) - د : و كتاب .
( 3 ) - د : گفته .
( 4 ) - د : پس از چه .