خواهد آورد .
12 ، 31 - پرسيد ازو كه چه قسم مردم اولى و احقاند به تدبير شهر ؟
گفت : كسى كه در تدبير نفس خود طريق ستوده داشته باشد .
12 ، 32 - پرسيدند كه كيست استوارترين مردمان از براى امور حكمت ؟ گفت : كسى كه مهمتر باشد از روى آن « 53 » و راغبتر به مشورت . و هرگاه او را شبهه و شكى پيش آيد ، تتبع و پيروى فكر و نظر شريعت كند ، و در شبهات متأمل و بانديشه باشد ، تا آنكه ميسر شود او را طريق امتحان و نظر در شرعيات .
12 ، 33 - افلاطون تصريح كرده است به اينكه عالم را ابتدائيست عالى و بزرگ ، و ابتداى زمانى نيست او را « 54 » .
12 ، 34 - گفتند « 55 » كيست جاهلترين مردمان در كردار خود ؟ گفت :
آنكه اعتقاد و عجب به راى خود بيشتر داشته باشد ، و همگى تابع تدبير خود نه به راى ديگران ، و ترك مخالفت راى ديگران « 56 » ننمايد ، و در تدبير كارهاى خود به حسن ظن خود بر باد باشد « 57 » .
12 ، 35 - و گفت : حكيم آزاد نفس سيد و بهتر است ناموس و قانون طبيعت را ، و حكيمى كه او آزاد نفس نيست او بنده است ناموس و آداب طبيعت را .
12 ، 36 - گفتند او را : كيست كه سالم باشد از ساير عيوب و كردارهاى ناستوده ؟ گفت : آن كس كه عقل خود را امير ساخته باشد ، و پرهيز و حذر خود را وزير ، موعظت را مهار ، و صبر را رهبر خود ، و چنگ زدن به تقوى را پشت و پناه خود ، و ترس از خدا را دوست و حبيب خود ، و
هامش
( 53 ) - متن 1 : 177 : افهمهم لرايه .
( 54 ) - د : « او را » ندارد .
( 55 ) - د : گفتند او را .
( 56 ) - د : و همگى تابع به تدبير خود نه راى ديگران و ترك و مخالفت براى ديگران .
( 57 ) - متن 1 : ترك مخالفه امرأته و المقتحم فى الامور بحسن ظنه ، ابن فاتك 134 : ترك مخالفه نفسه و المقتحم فى الامور بحسن ظنه .