نگارشهاى ارسطو را خود داستانى است كه پلوتارخوس در سرگذشت لوساندروس و سولا « 110 » « ديوگنس 4 : 4 » و استرابون در جغرافيا آورده و آن را در « منطق ارسطو » از بارتلمى سنتهيلر ( 1 : 86 - 96 ) و ديباچهء ترجمهء آثار علوى ارسطو از پيرلوئى « 111 » چاپ 1982 ص 40 هم ميخوانيم كه : سولا نسخههايى از آنها را از رم آورده بود و تورانيون « 112 » و آندرونيكوس « 113 » رودسى در روزگار سيسرون در نيمهء سدهء يكم آن نگارشها را ردهبندى كرده و از آن بهره بردهاند . آدراستوس « 114 » گزارنده تيمائوس افلاطون و مقولات ارسطو همان كار آندرونيكوس را از سر گرفت .
اين نگارشها در لوكيون و گنجينههاى اسكندريه و رودس كه اودموس در آنجا آموزشگاهى باز كرده بود و آن خود شاخهاى از آموزشگاه آتن بوده است و شايد هم در گنجينههاى ويژهء دانشمندان يافت مىشده است ، همينها بود كه به دست تورانيون و اندرونيكوس رسيده و آنها را نشر كردند . اين متنها به اصل و دستنويس ارسطو بسيار نزديك بوده و بر روى اينها است كه گزارندگانى مانند اسكندر افروديسى و اولومپيدوروس پس از اين كار كردهاند .
آنها را هم سه فهرست است :
1 - از ديوگنس لائرسيوس ( 5 : 22 - 27 ) كه پاول مورو ( ص 15 - 27 و پس از آن ) آن را از روى نه نسخه و دورينگ « 115 » در « ارسطو در سرگذشتنامههاى كهن » ( ص 13 - 80 ) از روى نزديك به سى نسخه آورده و دربارهء آن بررسى كرده است .
2 - از هرميپوس مشائى ( 200 م ) شاگرد كاليماخوس ( كتابدار اسكندريه و فهرستنگار آنجا و نويسندهء سرگذشت
هامش
( 110 ) -Sylla( 111 ) -P . Louis( 112 ) -Turannion( 113 ) -Androuicus( 114 ) -Adrastus( 115 ) -During