اگر مىدانى كه اين روش خوب نيست ، حفظ كن .
11 ، 9 - پس سقراط به حفظ علوم مواظبت نمود . و پرهيزگار بود از دنيا و كم عيش بود .
11 ، 10 - عادت پادشاه يونان آن بود كه هرگاه با دشمنان جنگ مىنمود حكما را با خود مىبرد . چون پادشاه را عزيمت برآمدن شد از شهر ، سقراط را با خود برآورد .
11 ، 11 - و سقراط درين لشكر شبها به چاههاى خراب به جهت دفع سرما پناه مىآورد . و در مىآمد چون آفتاب بر مىآمد و مىنشست در آفتاب ، ازين جهت مسمى گشت به سقراط الجب ، يعنى سقراط چاه .
11 ، 12 - روزى پادشاه را گذر برو افتاد و گفت : سبب چيست كه ترا نمىبينم اى سقراط ، چه چيز مانع است از آمدن تو پيش ما ؟
11 ، 13 - سقراط گفت : باعث مشغولى كه دارم .
11 ، 14 - پادشاه گفت : به چه مشغولى ؟
11 ، 15 - گفت : به چيزى كه زندگى بخشد و حيات را نگاه دارد « 9 » .
11 ، 16 - پادشاه گفت : پيش ما بيا كه اين آماده و طيار است آنجا از براى تو .
11 ، 17 - سقراط گفت : اگر مىدانستم كه اين را پيش تو مىيابم ترك نمىكردم آن را .
11 ، 18 - پادشاه گفت : به ما رسيد كه تو گفتى « 10 » بتپرستى پادشاه را فايده دارد و سقراط را ضرر .
11 ، 19 - سقراط « 11 » گفت : از براى آنكه پادشاه به اين پرستش رعيت
هامش
( 9 ) - د : بخشد و نگاه دارد حيات را .
( 10 ) - اساس : تو گفت : د ، ت : تو گفته .
( 11 ) - د : « سقراط » ندارد .