تكريم افاضل به كدخدا ساختن تا باقى ماند نسل او در ميان ايشان ، تكليف كدخدائى نمودند ، و برو لازم آوردند ، و حكيم اختيار كرد تزويج زن [ 32 - ب ] سفيه بىعقل نادانى كه در آن بلد بىحياتر و بدخوتر از آن زن نبود ، تا عادت كند بر جهل و نادانى او در تحمل بدى خلق و صبر و شكيبائى [ ديدن ] خود سازد « 6 » ، قدرت آن بهم رساند كه متحمل ملالت نادانى عامه و خاصه تواند شد .
11 ، 5 - و تعظيم كرد حكمت را به مثابه كه در رنج انداخت جماعت را كه بعد ازو آمدند ، به جهت تنزيه و پاكيزگى حكمت آن را در صحايف و كاغذ ثبت نمىنمود ، و مىگفت : حكمت پاك است و مقدمات او صحيح است ، كثيف و چركن نيست . پس سزاوار آنست كه آن را در دلهاى زندهء پاكيزه ثبت نمايند نه در پوستهاى حيوانات . و نگاه بايد داشت آن را از دلهاى متمرده ، يعنى نفسهائى كه نه تابع عقل باشند و نه تابع شرع .
11 ، 6 - بنا برين كتاب تصنيف نكرد و ننوشت براى شاگردان چيزى در كاغذ ، و به زبان تلقين مىنمود شاگردان را ، و اين روش را از استاد خود حكيم طيماوس ياد گرفته بود .
11 ، 7 - روزى به استاد خود گفت : چرا مرا نمىگذارى كه بنويسم آنچه از تو مىشنوم ؟
11 ، 8 - گفت : چه چيز ترا باعث الفت شده به پوستهاى حيوانات مرده و پرهيز و اجتناب چيست از خاطرهاى « 7 » پاكيزهء زنده ؟ گيرم كه اين چنين كردى ، وقتى كه شخصى در راه به تو برخورد و سؤال كند از چيزى از شرف علم نتوانى آنجا جواب او گفت ، و همراه او بالضروره به طرف خانه و منزل خود بايد رفت ، تا « 8 » نظر كنى در كتابها كه تا كجا بيابى .
هامش
( 6 ) - د : خلق او و تحمل و صبر و شكيبائى را خود سازد و بلكه قدرت .
( 7 ) - اساس ، س و ت : خاطر پاكيزه .
( 8 ) - د : خود بيائى تا .