يعنى زندهء ابدى ، سزاوار آن است كه بكشد نفس خود را « 17 » از جميع افعال و كردارهاى زبون دون ناشايست به اندازهء قوتى كه او را بخشيدهاند ، به درستى كه درين هنگام مهيا و آماده مىشود از براى او زندگانى ابدى .
11 ، 25 - و گفت : خاموش باش در روشنى روز ، يعنى دقايق اسرار يقين را واضح و جلى بيان مكن و با همگنان روشن مگردان ، چه فهم آن در خور هر حوصله نتواند بود .
11 ، 26 - و گفت : هرگاه در شب سخن كنيد بايد جائى باشد كه آنجا شبپره خانه نداشته باشد ، يعنى سزاوار نيست كه با نفس خود هر گاه سخن گوئى بايد در خلوت گوئى به اينكه جمع سازى فكر خود را و زجر و منع كنى نفس خود را در خبردار شدن بر كارهاى الهى « 18 » .
11 ، 27 - و گفت : ببنديد پنج سوراخ را تا روشن شود مسكن ، يعنى رخنههاى پنجگانهء حواس خود را به كمال توجه مسدود داريد تا از روزنهء مشاعل ادراكات مشعر مرآت قبول را زنگ زده ندارد ، و لوح قلب از دنس آن از انعكاس نور يقين محجوب باشد ، تا مسكن كه قلب حقايق شماست به نور يقين منور گردد « 19 » .
11 ، 28 - و گفت « 20 » : ظرف را پر سازند از خوبىها « 21 » ، يعنى بسپاريد و به امانت بگذاريد در دل خود و راه مدهيد جميع المهاى سهگانه را كه
هامش
( 17 ) - نسخهها به جز د : خود را كه .
( 18 ) - اساس و س : شبپره را مجال طيران نباشد ، يعنى غوامض حقايق را در پردهء حجاب به مجالى انظار اولى الابصار عرض كن و از طيران وهم و خيال كه خفافش هواى يقيناند ايمن مباش و محترز باش .
( 19 ) - د : يعنى بپوشيد و باز داريد حواس پنجگانهء خود را از جولان در ميدان چيزهاى بىنفع تا روشن شود نفس شما .
( 20 ) - اين بند در اساس چنين است : و گفت ظرفها را پر سازيد از بويهاى خوش ، يعنى پر سازيد نفس خود را از ثبات و حكمت و به اخلاق زكيه مزين گردانيد .
( 21 ) - متن عربى 1 : 122 : املاء الوعاء ثلاثا ، ابن فاتك 84 ، و ابن ابى اصيبعه 1 : 44 ، و ابن هندو 88 و شهرستانى 175 : طيبا .