نزديك مىگرداند ترا به فضايل الهى و رحمت نامتناهى « 63 » .
10 ، 82 - و گفت : هرگاه « 64 » ابتداى كارى كنى ، و شروع در امرى نمائى ؛ اولا به تضرع و افتادگى به مبدأ رجوع كن ، كه ترا درين كار معين و مددكار باشد ، و فلاح و رستگارى بخشد .
10 ، 83 - و گفت : پادشاه بايد كه از مملكت خود اهل فضل و دانش و ضعيفان عامه را محظوظ و بهرهمند مىداشته باشد ، و حاجات ايشان را به حصول رساند ، تا حاجات او نيز از درگاه عزت به حصول پيوندد .
10 ، 84 - و گفت : شخصى را كه به يارى اختيار كردى ، و به دوستى و صداقت گزيدى ، بعد از آن يافتى كه اهليت صداقت و يارى ندارد ، با او نوعى سلوك كن كه دشمن خود نسازى .
10 ، 85 - و گفت : دور تر از خير و خوبى كسى است كه متمكن نباشد بر ضبط نفس « 65 » خود .
10 ، 86 - و گفت : ملاحظهء كردار و اطوار مردم كرده او را « 66 » به يارى و دوستى بگزينيد ، نظر بر گفتار او كرده « 67 » ، اختيار مكنيد ، چه بسيارى از مردمان با سيرت بد و اخلاق نكوهيده ، از روى سخن گفتن بىعيب و نقصانند .
10 ، 87 - و گفت : چه نيكوست انسان را كه هرگز خطائى ازو سر نزند ! و اگر خطائى سر زند چه فايدهمند است نيز اطلاع بر آن ! چه سعى كند كه ديگر مثل آن ازو واقع نشود .
10 ، 88 - و گفت : كسى كه عادت كرده به ايذاء رسانيدن تو از روى جسد ، چون قدرت يافتى در انتقام او سرعت منماى .
هامش
( 63 ) - يك جمله در اينجا در متن 1 : 109 ، و در ابن فاتك صفحه 65 هست كه ترجمه نشده است .
( 64 ) - د : هرگاه كه .
( 65 ) - اساس و س : بر ضبط نفس خود .
( 66 ) - اساس و س : كرده به يارى .
( 67 ) - اساس : گفتار و كردار او كرده .