نهد ، كيخسره او را دستورى « 1 » داد ، پس بيب قريهء آبه بنا كرد ؛ باذن و اجازت كيخسره .
و كويند كه : جون بيب بن جودرز « 2 » در صحبت كيخسره از بلاد ترك بازكرديد ، در صحرآئى بلند از صحارى و مواضع قم فرود آمد ، و بذان صحرا هيچ عمارتى و بنآئى نبود ، پس بيب آبه را بنا كرد ، و ميلاذ بن جرجين ، ميلاذجرد .
و بعضى ديكر كويند كه : ابتداء بناى رستاق ساوه ، در ايام كيخسره بود ، و آن چنان بود كه جون كيخسره بهمدان فرود آمد ، و همدانرا زينستان ايرانشهر نام بود ، يعنى خزينه سلاحها و مالها « 3 » ،
و اين همدان را بمالى معيّن از آل كردام « 4 » ستده بودند ، و هيچ كس ديكر را با آن كارى نبود .
و مراد از آل « 5 » كردام ، رستم بن كردام است ، و او را سى و دو براذر بودهاند .
راوى كويد كه : در آن روزگار بجبال « 6 » ، به غير از همدان و رى و اصفاهان ، شهرى ديكر نبوده است .
هامش
( 1 ) . فرمان .
( 2 ) . گيو بن گودرز از خاندانهاى حكومتگر پارتى .
( 3 ) . در « همداننامه : ص 54 » آمده است : روايات قديم حاكى است كه همدان بزرگترين شهر كوهستان بود ، چنان كه سه ( چهار ) فرسنگ درازنايى آن از دامنه كوه الوند بود ، تا دهكدهاى كه بدان « زينوآباد » گويند ، كه به معناى « زرادخانه » باشد ، كه ظاهرا همانجايى است كه شاهان عهد باستان - و از جمله داريوش هخامنشى - سلاح و مهمات نظامى را در آنجا ذخيره داشتند .
( 4 ) . از خاندانهاى پارتى اشكانى كه اعضاى اين خاندان ( بهمراه سه خاندان ديگر كه عبارتند از :
جلين جمكرانى ، گودرز ( گوتراس ) ، ميلاد ( مهرداد - ميترادات ) روستاهاى ميان قم - ساوه را آباد كردهاند ( همداننامه : ص 134 ) .
( 5 ) . خاندان ، طايفه .
( 6 ) . مقصود از جبال ، منطقه كوهستانى مغرب ايران كه محدوده كردستان تا ايلام و اصفهان و قم و رى را شامل مىشده است .