« چون سنهء تسع و ثمانين و مائه « 1 » درآمد ، والى و حاكم اصفاهان عبد اللّه بن كوشيد « 2 » بود ، پس رشيد نامهء نوشت ، و پيغام فرستاد بعبد اللّه بن كوشيد ، در طلبكردن بقايآىء سالهآىء كذشته ، از خراج قم ، و بقايا باصطلاح « 3 » ايشان موانيد « 4 » كفتهاند .
پس جون نامه و پيغام رشيد بعبد اللّه رسيد ، نامه نوشت ببراذر خود عاصم - كه از قبل « 5 » او بقم والى بود - و او را از آن آگاهى داد ، و بذان فرمود .
جون عاصم بر آن وقوف « 6 » يافت ، بقايا و كسور اموال از اهل قم طلب داشت ، و با ايشان عنف « 7 » و درشتى نمود . أهل قم در دار الخراج برو جمع آمدند ، و او را بكشتند .
و در مدّت پنجاه و يكسال ، هر سال بقيّهء از مال قم بر أهل قم مانده بود ؛ ابتدآىء آن از ظهور دولت خلفآىء بنى عبّاس تا سال صد و هشتاد و يك .
جون سال صد و هشتاد و جهارم درآمد ، رشيد از رقّهء « 8 » مدينة السّلام - كه آن
هامش
( 1 ) . سال 189 هجرى .
( 2 ) . در تاريخ اصفهان اين نام ( عبد اللّه بن كوپيبند ) ضبط شده است ، و يادى از او در منابع نيامده است .
( 3 ) . در نسخهء اصل : باصلاح ضبط شده است .
( 4 ) . موانيد : ظاهرا جمع غلط كلمه ( مانده ) است ، كه مقصود مانده يا باقيمانده خراج سالهاى گذشته مىباشد .
( 5 ) . طرف .
( 6 ) . آگاهى .
( 7 ) . خشونت و شدت عمل .
( 8 ) . رقّه ( به فتح اول و دوم و تشديد آن ) در لغت به معناى سرزمين پستى كه در نزديكى آبى كه بر آن چيره مىگردد ، يا زمينى كه داراى خاك نرم باشد را گويند ، و اين صفت نام براى چندين شهر شده است ، كه مشهورترين آنها ( كه اطلاق نام رقّه حمل بر آن مىشود ) شهر رقه كه در مرز ميان عراق و شام و بر روى رود فرات و در نزديكى صفين قرار دارد مىباشد ، امروزه شهر رقه جزو كشور سورية است . ياقوت حموى در « معجم البلدان » از 7 شهر به نام رقة نام مىبرد ، از